برای لحظاتی با آن قد رشید و ورزیده اش خشک اش زده بود. انگار چیزی از وجودش جا می ماند. باز هم با دلش در جدال بود. مدام چهره شیرین دخترانش در ...
بیشتر بخوانید »ماندگاران: شیخ عباس قمی
آن وقتها که در قم زندگی می کردیم و پدرم خدا بیامرز زنده بودند، شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت ...
بیشتر بخوانید »ماندگاران: شهید عبدالحسین کیایی
عبدالحسین را تقریبا همه در دزفول می شناختند. مردی که اخلاق خوب و رفتار صمیمی اش، او را فردی خونگرم و محبوب کرده بود. قصاب محله ی شریعتی ...
بیشتر بخوانید »شهید ابراهیم هادی (۲)
...
بیشتر بخوانید »من اهلیت ندارم
یکی از آشنایان شیخ عباس قمی تعریف می کند: «ماه رمضان بود و من با چند تن از رفقا، از ایشان (محدث قمی) خواهش کردیم که در مسجد گوهرشاد، اقامه ی ...
بیشتر بخوانید »مقدس اردبیلی
...
بیشتر بخوانید »شهید بی نماز
توی گردان شایعه شده بود که نماز نمی خونه. مرتضی رو کرد به من و گفت: «پسره انگار نه انگار که خدایی هست، پیغمبری هست، قیامتی، نماز نمی خونه...» ...
بیشتر بخوانید »جعفرطیار
یکی از به یادماندنی ترین سکانس های فیلم محمد رسول الله (صل الله علیه و آله)، قسمتی است که مهاجرت مسلمانان به حبشه و منظره ی آنها با کافران ...
بیشتر بخوانید »عبدالحسین؛ حمزه ی دزفول
عبدالحسین را تقریبا همه در دزفول می شناختند. مردی که اخلاق خوب و رفتار صمیمی اش، او را فردی خونگرم و محبوب کرده بود. قصاب محله ی شریعتی ...
بیشتر بخوانید »جعفرطیار
یکی از به یادماندنی ترین سکانس های فیلم محمد رسول الله (صل الله علیه و آله)، قسمتی است که مهاجرت مسلمانان به حبشه و منظره ی آنها با کافران ...
بیشتر بخوانید »