همانگونه که نام الله را بر اشخاص نمیگذارند نام رحمن را نیز نباید بر افراد گذاشت، بلکه باید از عبد الرحمن، عبد الله استفاده کرد…
در دعای بیست و نهمین روز ماه مبارک رمضان می خوانیم :
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَهِ، وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَهِ، وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَهِ، یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
خدایا مرا در آن به مهر ورحمتت فراگیر، و توفیق وخود نگهداری را روزیم کن، و دل مرا از تاریکی های تهمت پاک کن، ای مهربان به بندگان با ایمان خود.
در دعای روز بیست و نهم پنج عنوان مطرح شده است:
۱. رحمت گسترده الهی؛
۲. توفیق و سعادت مندی؛
۳. خود نگاه داری؛
۴. نگاه منفی وتهمت؛
۵. نگاه به رحیمیت خداوند.
رحمت گسترده الهی؛
در فراز اول می خوانیم:« اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَهِ» خدایا من را در آن به مهر ورحمتت فراگیر.
رحمت الهی گسترده است، واز نامهای خداوند رحمان و رحیم است که از ریشه (ر ح م ) گرفته شده است؛ اسم رحمان مثل الله از اسامی خاص خدا است؛ همانگونه که نام الله را بر اشخاص نمیگذارند نام رحمن را نیز نباید بر افراد گذاشت، بلکه باید از عبد الرحمن، عبد الله استفاده کرد. رحیم و کریم نیز از اسماء خداوند است؛ اما از نامهای مختص خداوند نیست، و می توان بر افراد گزارده شود؛ اما الرحمن اسم مختص خدا است.
خداوند دارای رحمت واسعه است، وکسی نباید از آن نومید باشد.
در قرآن کریم آمده است: « قالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّون»[۱]
گفت: جز گمراهان چه کسى از رحمت پروردگار خویش نومید مىشود؟
همچنین در سوره عنکبوت می فرماید:« وَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ لِقائِهِ أُولئِکَ یَئِسُوا مِنْ رَحْمَتی وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم»[۲]
کسانى که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، از مهر ورحمت من نومیدند؛ و براى آنها عذاب دردناکى است!
به امام زین العابدین(ع) گفتند: حسن بصری گفته است: تعجب نمیکنم از فردی که به هلاکت افتاده است که چرا وچگونه به هلاکت افتاده است، تعجب از آن است که چگونه فردی نجات پیدا کرده است. حضرت سخن وی را اینگونه رد فرمود:« من میگویم: تعجب از فردی نیست که چگونه نجات پیدا کرده است؛ بلکه عجب از کسی است که با رحمت گسترده خدا چگونه به هلاکت افتاده است؟»[۳] بنابراین ایشان رحمت خدا را چنان وسیع وگسترده میبیند که اصل را بر نجات انسان می داند.
امام صادق(ع)می فرماید:« در روز قیامت رحمت خدا چنان گسترده میشود که حتی ابلیس طمع میکند (که رحمت خدا شامل حال او نیز بشود!)»[۴]
خداوند به داود(ع)می فرماید:« ای داود همان گونه که از خورشید (با بهره گیری از تابش آن) چیزی کم نمیشود، رحمت من کم شدنی نیست»[۵].
باید در پی منبع نور رفت که گرما نیز به تبع آن حاصل میشود، مرحوم آیت الله شیخ مجتبی قزوینی اینگونه نصیحت میکرد: اگر فرد به دنبال خورشید باشد هم به گرما می رسد هم به خود مقصود، اما اگر فردی تنها به دنبال گرمای خورشید باشد از مسائل بزرگتر جا می ماند.
رحمانیت خدا عام است و شامل حال همه میشود، ومسلمان و غیر مسلمان را در بر میگیرد. مانند آنکه همه از نعمت زندگی استفاده میکنند، همه می توانند اکسیژن استشمام کنند، همه از نظام عالم بهره میگیرند.
اما خداوند علاوه بر رحمت عام وفراگیر، رحمت ویژه هم دارد، که ویژه اهل ایمان است، رحمان عنایت عام خدا است که شامل حال همه میشود، و رحیمیت رحمت خاص خدا است که شامل حال بندگان مومن خدا میشود، واینگونه سرآغاز سوره های قرآن کریم به هر دوی آنها اشاره شده است، ومی خوانیم: «بسم الله الرحمن الرحیم».
بنابراین مؤمنان هم از رحمانیت خداوند بهره میگیرند وهم از رحیمیت. در رابطه با برخی رحمت های ویژه در قرآن کریم می خوانیم:« ما یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لاَ الْمُشْرِکینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیم»[۶]
کسانى که کافر شدند از اهل کتاب و مشرکان، دوست ندارند که از پروردگارتان هیچ خیر وبرکتی بر شما فروآید، و خداوند هر که را خواهد به مِهر و بخشایش خود ویژه سازد، و خدا داراى فزونى و بخشش بزرگ است.
امیر مؤمنان امام علی(ع)وامام باقر(ع)در رابطه با این آیه می فرمایند:« مقصود از رحمت مختص، نبوت است.»[۷]
همچنین در برخی روایات آمده است مقصود از «یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ من یشاء» نبی و وصی است[۸].
اینها عنایات ویژه است؛ این نعمت نبوت رسول خدا وولایت امیرالمومنین(ع)است.
در نتیجه رحمانیت خدا عام است شامل حال همه میشود اما رحیمیت خدا ویژه است و شامل حال مومنین میشود.
توفیق و سعادت مندی؛
در فراز دوم دعا می خوانیم:« وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَهِ» و توفیق وخود نگهداری را به من روزی کن.
توفیق و عصمت دو واژه کلیدی این فراز از دعا هستند.
در یک روایت آمده است که سعادت کامل وقتی به دست می آید که چهار چیز با هم جمع شوند:
۱) نیت انجام کار را داشته باشد؛ مثلا نیت کند مدرسه ای بسازد، خانه ایتام بسازد.
۲) توانایی و امکان انجام کار را داشته باشد. مثلا توان مالی ساخت مدرسه را داشته باشد
۳) موفقیت انجام کار را داشته باشد. یعنی بتواند مدرسه یا خانه ایتام را بسازد.
۴) به هدف هم برسد. یعنی وقتی که مدرسه ساخته شد یا دار الایتام ساخته شد از آن در همین راستا و هدف استفاده شود.
این ۴ مورد وقتی باهم جمع شود این شخص خوشبخت و سعادتمند می سازد.
امام صادق(ع)می فرماید: « اینگونه نیست که هر چه را انسان نیّت کند بتواند انجام دهد، و هر چه را قدرت بر آن دارد توفیق به دست آوردنش را پیدا کند، و هر چه را توفیق پیدا کرد به هدف ومقصود برسد، اما هر گاه نیّت و قدرت و توفیق و رسیدن به هدف با هم جمع شد، سعادت کامل میگردد»[۹]. بنابراین اگر نیت، قدرت، توفیق و اصابه به هدف بدست آید سعادت تمام میشود.
خود نگاه داری؛
مقصود از عصمت در این دعا خود نگاه داری است، که هرکس به میزان تلاش وتقوای خود می تواند درجه ای از آن را داشته باشد، واین غیر از عصمت ویژه ای است که خداوند به پیامبران وامامان علیهم السلام داده است، در دعای کمیل می خوانیم: «ولا یمکن الفرار من حکومتک»[۱۰] خدایا! از دایره حکومت تو نتوان فرار کرد. اگر کسی این جمله را بدرستی دریافت کند، خود را پیوسته در این محدوده بیند، در نتیجه تلاش میکند که خود نگهدار گشته و کمتر نافرمانی خدا کند.
امام صادق۷ می فرماید:« خداوند حفظ میکند کسی را که اطاعت و پیروی خداوند را میکند. اما اگر کسی نافرمانی وگناه کند از آن (دایره حفاظتی) خارج است»[۱۱].
انسان با انجام گناه، از دایره خودنگاهداری بیرون می آید، و سرآغاز هلاکت از همین جا است. بنابراین باید در خود نگاه داری بکوشد، و از خدا کمک جوید. شراب خواری، قمار بازی، رباخوری، بی حجابی، بدحجابی، بیهوده گویی، عیب جویی مردم از جمله کارهایی هستند که موجب خروج از دایره خودنگاهداری وعصمت است.
نگاه منفی وتهمت؛
در فراز سوم دعا می خوانیم« وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَهِ » و دل مرا از تاریکی های تهمت پاک کن.
ما یک یک تهمت داریم ویک غیبت. غیبت یعنی قضیه ای را که راست است در مورد کسی که در جلسه گفتمان ما حاضر نیست بازگو کنیم، اما آن جریان بگونه ای است که اگر آن را جلوی او بگوییم ناراحت میشود.
خداوند در قرآن کریم سوره حجرات می فرماید:« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیم»[۱۲]
اى کسانى که ایمان آوردهاید، از بسیارى از گمانها- گمانهاى بد- دور باشید، زیرا برخى از گمانها گناه است. و [در کار و عیبهاى پنهان مردم] کاوش مکنید، و از پس یکدیگر غیبت مکنید. آیا یکى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ بىگمان آن را ناخوش و ناپسند مىدارید. و از خداى پروا کنید، که خدا توبه پذیر و مهربان است.
اما تهمت آن است که در رابطه با کسی سخنی را بگوییم که از اساس دروغ است وواقعیت ندارد؛ بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی، اختلافات خانوادگی وبداخلاقی های سیاسی ما نیز از این ناشی میشود که فردی به خاطر حسادت وبی تقوایی هر چیزی را که خواست میگوید، و بعد که تحقیق میشود میبینیم نادرست است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید:« کسی که به برادر مومن تهمت بزند ایمان در قلبش ذوب میشود همان گونه که نمک در آب حل میشود.»[۱۳]
تهمت زدن به افراد با گفتن العفو و استغفار لفظی حل نمیشود، و حتما باید جبران شود. برخی با داشتن سایت ها و وبلاگ ها واستفاده از پیامک ها هر سخن و تهمتی را در رابطه با افراد منتشر میکنند که گناهی بس بزرگ است. و بدین وسیله ترور شخصیت میکنند که از ترور فیزیکی بدتر است. بنابراین از خداوند می خواهیم دل ما را از تاریکی های تهمت پاک کند.
این تهمت را به معنای بدگمانی نیز می توان تفسیر کرد، بدین گونه که گاه تهمت در رابطه با افراد است، همانگونه که گذشت، وگاهی در رابطه با خدا است، به این معنی که نسبت به خداوند بدگمان است، مثلا با خود میگوید چرا خداوند به دیگران امکانات داده است وبه من نداده است؟ این سخن ناشی از تاریکی دل است که در این دعا می خواهیم آن را از ما بزداید، ودلمان را از تاریکی های تهمت پاک سازد.
نگاه به رحیمیت خداوند.
در فراز آخر دعا می خوانیم:« یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین» ای مهربان به بندگان خود.ای کسی که مهربانی ویژه اش شامل حال بندگان مؤمنش است.
حجتالاسلام محمد امین پورامینی-نمی از یم رمضان
[۱]. الحجر:۵۶. [۲]. سوره عنکبوت، آیه ۲۳. [۳]. الأمالی، سید مرتضى، ج۱، ص۱۱۳ (وقیل لعلی ابن الحسین ۷: قال الحسن البصری: لیس العجب ممن هلک کیف هلک، وإنما العجب ممن نجى کیف نجى. فقال ۷: أنا أقول: لیس العجب ممن نجى کیف نجى، إنما العجب ممن هلک کیف هلک مع سعه رحمه الله). [۴]. الأمالی، شیخ صدوق، ص ۲۷۴ ( إذا کان یوم القیامه نشر الله تبارک وتعالى رحمته حتى یطمع إبلیس فی رحمته). [۵]. الأمالی، شیخ صدوق، ص۳۸۲ (قال النبی ۶: أوحى الله عز وجل إلى داود ۷: یا داود، کما لا تضیق الشمس على من جلس فیها، کذلک لا تضیق رحمتی على من دخل فیها). [۶]. بقره: ۱۰۵. [۷]. تفسیر مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۳۷ (وروی عن أمیر المؤمنین ۷ و عن أبی جعفر الباقر ۷: إن المراد برحمته هنا النبوه). [۸]. بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۶۲ (جعفر بن محمد ۸ فی قوله تعالى: (الله یختص برحمته من یشاء) قال: المختص بالرحمه نبی الله و وصیه ۸، إن الله خلق مائه رحمه. تسعه وتسعون رحمه عنده مذخوره لمحمد۶ و علی ۷و عترتهما، ورحمه واحده مبسوطه على سائر الموجودین). [۹]. الإرشاد، ج ۲، ص۲۰۴ ( ماکل من نوى شیئا قدر علیه، ولا کل من قدر على شئ وفق له، ولا کل من وفق أصاب له موضعاً، فإذا اجتمعت النیه والقدره والتوفیق والإصابه فهنالک تمت السعاده). [۱۰]. مصباح المتهجد، ص ۸۴۵؛ إقبال الأعمال، ج ۳، ص ۳۳۲. [۱۱]. الأمالی، شیخ صدوق، ص ۵۷۷ (و إن الله یعصم من أطاعه، ولا یعتصم منه من عصاه). [۱۲]. حجرات: آیه۱۲. [۱۳]. الکافی، ج ۲، ص۳۶۱ (إذا اتهم المؤمن أخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فی الماء).____
حوزه