ويژه‌ نامه حضرت زهرا (س)

روبه‌روی این مرد که می‌نشینی، حسی از حسرت لبریزت می‌کند. غبطه می‌خوری به اوج او و به نگاهش، و به نکته‌های نابی که در چنته دارد. این پیر خردورز از نوادر روزگار ماست. اهل دل است و در محله عمل زندگی می‌کند. مثل یک دل دریاست؛ عمیق اما شیرین، مثل تمثیل‌های قشنگی که چاشنی حرف‌هایش می‌کند.
یک صبح خاطره‌انگیز از دانایی‌اش نوشیدیم. او از ما پذیرایی کرد؛ اگرچه ما میزبان بودیم. شما را نیز به شمیمی از آن محفل مهمان می‌کنیم. گزین‌گفته‌های ایشان چشیدنی است.

 

الگوی تو کیست؟

بزرگ‌ترین آسیبی که برای نظام خانواده از آن هراس دارم این است که علوم انسانی غرب بدون این‌که متوجه باشیم بیاید مسائل خانواده را برای ما حل کند این خیلی خطرناک است. از طرف پرسید: الگوی تو در جامعه کیست؟ گفت اوشین. بعد پرسید: فاطمه زهرا(س) چه‌طور؟ گفت آن مال ۱۴۰۰ سال قبل است. بیش‌ترین خطر همین است که از طریق ماهواره و اینترنت، روش رفتاری زن و شوهر اروپایی وارد کشور ما بشود. بچه‌ها اسماً مربا به تربیت والدین باشند رسماً مربا به تربیت اروپایی باشند. این بچه‌ها می‌شوند بچه‌های اینترنتی. بایستی بگوییم این غذا شبهه‌ناک است. این ظرف‌ها را چون غذای اصیل اسلامی در آن نریختیم مظروف این غذا‌های آلوده شدند.

سن ازدواج

سن مناسب برای این‌که انسان در حرام نیفتد، اول بلوغ است. سن مناسب برای انتخاب شریک زندگی وقتی است که رشید بشود. باید معنای زندگی و شریک زندگی را بفهمد. این موضوع در افراد، متفاوت است. کسی ممکن است در اوایل بلوغ هم این لیاقت را داشته باشد که بتواند شریک همیشگی را انتخاب کند و درست هم انتخاب کند. آن دیگری بستگی به رشدش دارد؛ «… حتی اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم» چه‌طور قرآن می‌گوید «بلغ النکاح». می‌گوید مردِ زندگی شده باشد. بچه و مرد را خود مردم هم از هم‌دیگر جدا می‌کنند. وقتی یک معامله‌ای می‌کند و خوب از عهده برمی‌آید، می‌گوید آقازاده‌تان مرد شده است. پس اگر مسأله را از نظر غریزه سؤال می‌کنید اولِ بلوغ، اما اگر از نظر تشکیل خانواده سؤال می‌کنید بستگی به رجولیت دارد به معنای مردانگی؛ پس آن اولی ذکوریت است دومی رجولیت است. ذکوریت یعنی غریزه جنسی، رجولیت یعنی از رجال بشود. رجال منظور جنس مذکر نیست مردانگی است.

کفو

باید کفوش باشد. اگر این دو جوان در ایمان حل شدند کفو هم‌دیگر می‌شوند اما این مال همه نیست مال کسانی است که در ایمان حل شده‌اند. همسر پسرم اتریشی است. زندگی خیلی خوبی هم دارند. این سؤال بود برای خانواده آن‌ها که فرهنگ‌شان فرهنگ آلمانی است. پرسیدند فرهنگ شما فرهنگ ایرانی است، ما نگران این مسأله هستیم. یک چای آن‌جا بود. من یک حبه قند برداشتم گفتم نگاه کنید این قند، فرهنگ ایرانی، یک حبه دیگر برداشتم گفتم این هم فرهنگ آلمانی، انداختم داخل چای و بعد شروع کردم به هم زدن. گفتم این دوتا حبه کو؟ گفتند حل شد در این. گفتم این چای می‌تواند این دوتا حبه را حل کند، اسلام نمی‌تواند دو تا فرهنگ را در خودش حل کند؟‌ المؤمن کفو المؤمن؛ البته مؤمنی که فرهنگش در دینش حل شده باشد نه هر کس دیگری.

مهریه

بعضی‌ها آمده‌اند قرآن را مهریه کردند. چنین عقدی نه باطل است و نه خلاف شرع، اما معنای این که کلام‌الله مجید بشود مهریه این است که این مرد هم اهل کلام‌الله مجید باشد. اگر طرف اهل کلام‌الله باشد می‌گوید اگر مهریه هزار میلیون تومان هم بود می‌دادم، اما چون مهریه‌ات یک جلد کلام‌الله مجید است من نامردی به کلام‌الله نمی‌کنم این از هزار میلیون تومان، دست من را بیش‌تر می‌بندد. مشکلی هم پیدا نمی‌کردند، اما خب این می‌آید کلام‌الله را به غیر اهل کلام‌الله می‌کند مهرش. طرفین اگر در کلام‌الله حل هستند مهرشان کلام‌الله بشود عیبی ندارد اما اگر نیستند این غلط است.

نگاه کنید چند تا عقد در کشور ما در سال صورت می‌گیرد که مهر نقد پرداخت بشود؟

بعضی بیست هزار سکه مهر می‌کنند، و بعد هم وقتی می‌خواهد جدا بشود دادگاه می‌گوید ایشان خیلی بتوانند به شما پرداخت کنند ماهی یک سکه است. هزار ماه می‌شود ۸۳ سال. ۲۰ تا ۸۳ سال؛ به‌اندازه تاریخ مسیحیت باید صبر کند. خنده‌آور نیست، گریه‌آور است چنان مهری و چنان بازپرداختی. اصلاً کدامش عقلایی است. ما ایستاده‌ایم و تماشا می‌کنیم و می‌گوییم اشکال که ندارد. آدم اگر به مفاهیم کاربردی توجه داشته باشد نمی‌آید در اتاق دربسته بنشیند بگوید این‌ها که عیبی ندارد. امام خمینی می‌فرمود در اتاق‌های در بسته ننشینید تحلیل کنید. فقه‌ در اتاق در بسته هم مثل تحلیل سیاسی در اتاق در بسته است. بیایید بیرون ببینید مردم چه می‌کنند.

اگر واقعاً به ذمه بودن، بر اساس مردی و مردانگی و تعهد داشتن است، از حضرت علی(ع) چه کسی متعهدتر است؟ چه کسی بیش‌تر از پیغمبر به ایشان اعتماد دارد؟ و چه کسی مطمئن‌تر از علی برای حضرت زهرا است که مهر را به ذمه نگه دارد؟ پیغمبر تا آخرین مبلغ مهر را نگرفت اصلاً وارد بحث نشد. اگر باید زرهش را هم بفروشد باید مهر را بدهد. یعنی این قدر مسأله نقد بودن مهریه مهم است که ابزار جنگت را بفروش اما این دین را به عهده نگیر. سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند. مگر این دو تا می‌خواستند در بروند که این زنجیر را به دو تایشان بسته‌اند؟! برای همین حضرت می‌گوید «خیرالنسا اقلهن مهراً؛ بهترین زنان کم مهریه‌ها هستند.» اگر بخواهند با همدیگر زندگی کنند و بخواهند به سنت عمل کنند باید مهر نقد داده بشود.

یک خاطره

آمدند پیش من که برای یک خانواده شما عقد بخوانید گفتم مهرش را چه کار کردید؟ گفت: یک زیارت خانه خدا، یک زیارت سوریه، یک زیارت عتبات عالیات یک زیارت مشهد. گفتم این‌ها همه‌اش خوب اما این‌ها سلیقه خودتان است. ببینید سنت چه می‌گوید؟ گفتند ما همان مهر‌السنه را می‌خواهیم. گفتم اگر مهر‌السنه می‌خواهید اگر گفتم انجام می‌دهید؟ گفتند بله. گفتم برو تو در گله گوسفند، نه چاق و نه لاغر، متوسط را انتخاب کن. اگر شد دانه‌ای دویست تومان، پنجاه تا دویست تومان ده میلیون تومان. پدر داماد! تو این پول را به بچه‌ات قرض می‌دهی بچه بیاید بگذارد در دامان همسرش و بگوید این مهریه همسر؟ از آن به بعد نه خانواده عروس نه خانواده داماد یک پوست تخمه خرج نکنند. جهیزیه از همین مبلغ تأمین بشود حتی هزینه‌های مجلس عقد و عروسی و همه این‌ها. وقتی عروس بداند همه این‌ها از جیب خودش دارد می‌رود می‌گوید ضرورت ندارد که دو رنگ پلو باشد، هیچ چیز زیادتر نباشد. خودمان بهتر می‌توانیم بخوریم. بعد می‌خواهد یخچال‌ بخرد می‌گوید با یخچال دست دوم هم می‌سازیم بقیه‌اش را من کار دارم. چه‌قدر دخترها هستند مانده‌اند به خاطر این که جهیزیه‌شان آماده نیست. کسانی که شأنشان نیست به کمیته امداد رو بزنند گاهی برای جهیزیه می‌روند آن‌جا. این‌ها ریشه‌اش برمی‌گردد به این‌که ما مسائل را ذهنی نگاه می‌کنیم. اهل‌بیت(ع) در عالم عینیت هستند. اگر نقد گرفتن مهر‌السنه این است پس شما هم نقد بگیرید. مگر شما نمی‌گویید «خیرالنساء اقلهن مهرا» خب از القاب حضرت فاطمه زهرا(س) یکی «خیرالنساء» ‌است. ببینید این دو تا را کنار هم بگذارید «خیرالنساء اقلهن مهرا» و زهرا «خیر‌النساء».

آیا دو تا بچه کافیه؟

دو نفر، دوتا فرزند، اگر تلفات هیچی، اتفاقات هیچی، این حذفتان می‌کند. آن‌هایی که می‌گویند دوتا کافیه، نسبت به مردم ایران چه می‌گویند؟ نسبت به کسانی که نمی‌توانند ازدواج کنند چه می‌گویند. دو تا دو تا یعنی دو نفرند دو تا بیاورند؛ یعنی جمعیت ثابت ثابت یعنی هیچ تلفاتی نباید داشته باشید. این راه انقراض یک جامعه است. می‌خواهید منقرض بشوید؟ شما جواب من را بدهید به تدریج از کنار این مساوی می‌آید در صورتی که آن تلفات و آن اتفاقات نباشد، اما اگر باشد به تدریج آن اصل را می‌خورد، وقتی خورد این دو تا خط یک‌جا همدیگر را قطع می‌کنند. آن روز، روز انقراضتان است. لااقل یک چیزی بگویید که این دو تا زاویه مساوی باشند. یک چیز بگذارید برای آن تلفاتی که واقع می‌شود.

زبان عمل

من هر وقت می‌روم شیراز دست خانمم را می‌بوسم. بهترین شیوه محبت با همسر به زبان آوردن این علاقه است. روایت داریم وقتی کسی را دوست می‌دارید بگویید من تو را دوست دارم. گاهی همین را به زبان عمل بگوید. مثلاً لقمه اول را خانم به من تعارف کند لقمه اول را من به او تعارف کنم. تازه ازدواج کرده بودم. چند تا از آقایان دوستان میهمان من شدند. اهل‌بیت یک سینی غذا آماده کرد. من آوردم گذاشتم روبه‌روی این میهمان‌ها و گفتم اهل‌بیت ما از خانه بابایش آمده است خانه من که با من غذا بخورد. شما با هم‌دیگر غذا بخورید من هم اگر آمدم خانه شما، شما هم با خانمتان غذا بخورید. همین خانم که در خانه بسیار بزرگ پدری زندگی می‌کرد، آمد همراه من به تبعیدگاهم در فومن در یک گالی‌پوش که روی سقفش چوب برنج می‌اندازند. منزل خواهر مرحوم آیت‌الله‌العظمی‌بهجت بود خواهر ایشان و صبیه‌شان در نصف این اتاق بودند، من و اهل‌بیت‌مان و یک بچه هم در آن طرف، وسطش تیغه بود. این خانم یک بار هم به من نگفت من را از آن‌جا آوردی این‌جا.

وقتی زن احساس کند که حقوقش رعایت می‌شود، حدود و حریم و حرمتش رعایت می‌شود، این اظهار محبت، حقیقی است. یعنی این اظهار، اصل نوشتن عقد است. اعمال، امضایش است. آن چیزی که اعتبار می‌دهد به یک مقاله، امضای زیرش است. هم اظهارش خوب است هم این‌که عمل انسان شاهد بر این باشد.

دریاچه بی‌نهایت

کسانی که به خانم‌شان بها می‌دهند متقابلاً خانم‌شان هم آن‌ها را تکریم می‌کند. به فرزندها بها می‌دهد. نتیجه‌اش این می‌شود که فرزند در فضای حسن‌ظن و مهر پدر و مادر بزرگ می‌شود. این فضا برای بعضی‌ها یک دریاچه یک کیلومتر در یک کیلومتر است بعضی وقت‌ها یک دریاچه بی‌نهایت است. آن‌هایی که محبت ندارند یا برخی حساسیت‌های نادرست دارند فضای تربیت اولادشان خیلی تنگ است. «ز آب خرد ماهی خرد خیزد» اگر بخواهند بچه‌ها باشخصیت بشوند باید پدر نسبت به همسر، کرامت انسانی را رعایت کند نتیجه‌اش رعایت کرامت انسانی نسبت به فرزند خواهد شد و این کرامت انسانی وسعت فضای تربیتی است، وگرنه بچه‌های انسان اگر در یک خانه هزار متری هم بزرگ شوند اما یک دیدگاه تنگی داشته باشند این تنگی به وسیله گشادی خانه جبران نمی‌شود، اما این گشاده‌رویی جبران تنگنای خانه کوچک را می‌کند.

مثل درخت انگور

خانم‌ها باید قبول کنند که ساختار وجودشان مثل درخت انگور است. درخت انگور باید به درختی تکیه کند. از این جهت مردی که مطیع‌شان باشد از چشم‌شان می‌افتد. مرد ایده‌آل برای زن‌ها بنده فرمان نیست. مرد ایده‌آل برای زن‌ها مردی است که روی حرفش تا آخر بایستد. محکم باشد. اگر مؤمن باشد می‌گوید روی حرف حقش تا آخر بایستد. اگر مؤمن نباشد می‌گوید روی اراده‌اش تا آخر بایستد. به همین جهت اصرار نکنند که مردشان مطیع‌شان بشود. اگر او را به انفعال کشیدند بعد از چشم خودشان هم می‌افتد.

وقتی برای خانواده

بعضی‌ها چندین ساعت از وقت‌شان را به خانواده اختصاص می‌دهند اما خانواده کسل می‌شود. از زیادی وقت می‌گوید که این چیزی نیست. به‌اندازه‌ای وقت بدهند که خانواده بگوید کمم است نگوید زیادم است. خودشان را لقمه سر سیری نکنند. این قدر حرف نزنند که خانواده از زیاد حرف زدنشان متأذی بشود و بگوید شوهر من پرحرف است. نه، این‌که گفته شده برای خانواده وقت بگذارند، گاهی بعضی‌ها ده دقیقه وقت می‌گذارند ده دقیقه جوهردار. با محبت و با ادب می‌نشینند، دوستانه، دو تا مطلب شیرین، احوال‌پرسی خوب، یک لبخند خوب، یک گرم گرفتن خوب، این گاهی از یک ماه دیگران هم ارزشش بیش‌تر است. ببینید هر چه که این آبی که من توی این ظرف می‌ریزیم سطحش بیش‌تر باشد عمقش کمتر می‌شود، هرچه سطحش کمتر باشد عمقش بیش‌تر می‌شود.

وقتی که می‌گذارند باید پر روح، پر حیات و پر از زندگی باشد. کسانی که زیاد می‌خندند خنده‌شان روح ندارد. کسانی که زیاد شوخی می‌کنند شوخی‌هایشان بی‌مزه می‌شود، اما کسانی که شوخی نمی‌کنند وقتی شوخی می‌کنند تا عمق وجود انسان را مسرور می‌کنند. مهم کیفیت این وقت گذاشتن است نه کمیت آن.

اصالت خانوادگی

حضرت رسول اکرم(ص) پرهیز دادند از «خضرا‌ء‌الدمن؛ سبزه‌ای که در لجن‌زار بروید.» گفتند منظور کیست؟ فرمود «المرأه الحسنا فی منبت السوء» اصالت یعنی منبت و محل رویش خوب. مگر محل رویش سوء چیست؟ اهل گناه. محل بی‌عفتی، محل تزویر. زنی که زیباست اما در بی‌عفتی بزرگ شده است. اصالت یعنی منبع ولادت و تربیت، اصالت دینی داشته باشد. پایه شرافتی داشته باشد. به همین دلیل است که شما دختر یزدگرد را مثلاً کفو امام سجاد(ع) می‌دانید چون منبت، منبت سوء نیست، با این‌که خانه شاهنشاهی است، اما خانه‌های آن‌ها منبت سوء نبوده یعنی اهل غیرت بودند اهل رابطه پاک بودند نسبت به روابط جنسی تعریف نشده حساسیت داشتند، اگر نداشتند می‌شد منبت سوء. یا حضرت نرجس خاتون، پدر و مادرش مسیحی هستند، اما منبت، منبت سوء نیست. یعنی شرافت انسانی در آن‌جا مطرح است. عفت و طهارت مطرح است. هرجا که تمتع برای غیر شوهر را مباح می‌دانند منبت، منبت سوء است.

آقای ویل‌دورانت یک جلد از کتاب تاریخ تمدن‌اش را گذاشته برای ناپلئون. بچه‌های ناپلئون را می‌شمارد یکی یکی بچه‌هایش را می‌گوید این از این بود این از آن بود چیزی برای بابایش نماند! حجاب است که خانواده را حفظ می‌کند وگرنه امپراتوری مثل ناپلئون چرا باید بچه‌اش مال دیگران باشد که ویل‌دورانت هم بفهمد؟

یک تمثیل

من داشتم برای سمنو پوست بادام می‌گرفتم. اگر پوست قهوه‌ای بادام گرفته بشود خوش‌طعم‌تر می‌شود. به ذهنم رسید که این را مقداری در آب بجوشانم حسابی که جوشید بعد آوردم برای پوست گرفتن، پوست داد. به یکی از اطرافیان بادام خشک دادم گفتم تو هم این را پوست بکن. گفت آقا نمی‌شود. گفتم تو حالا زحمتش را بکش. دیدم که ایشان اگر یکی دو تا پوست بگیرد خسته می‌شود می‌گذارد زمین، اما ما دو کیلو هم پوست بگیریم خسته نمی‌شویم. وقتی داشتم این را می‌دیدم به یاد این آیه افتادم که می‌گوید «وأمر بالمعروف وانه عن المنکر» نمی‌گوید امر به واجب و نهی از حرام، واجب و حرام پوست هستند. حلال مغز است. حرام مثل بادام خشک است پوستش را نمی‌شود گرفت اما اگر بجوشانی و بخیسانی، حرام را از حلال راحت می‌شود جدا بکنی. آن پوست انداخته و کنده‌شدنی را بهش می‌گوییم منکر. به شما گفته‌اند نهی از منکر بکن. شما می‌خواهی نهی از حرام بکنی خسته می‌شوی اول حرام را منکر کن بعد از آن نهی کن. واجب و مستحب را اول معروف کن بعد به آن امر کن.

مثال می‌زنم. روز اول که مسأله کمربند بستن آمده بود، قانون واجب کرده بود و نبستن‌اش را هم حرام کرده بود، مگر امام (ره) نمی‌فرمود که: تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی خلاف شرع است؛ پس حرام و واجب بود اما منکر و معروف نبود. آمدید و این فرهنگ کمربند بستن را در جامعه جا انداختید. الان به راننده می‌گویید کمربند ببند ناراحت که نمی‌شود تشکر هم از شما می‌کند که یادم آوردید.

سعه صدر

امام صادق(ع) می‌فرمایند «انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم» دیگران می‌توانند زنشان را سالی یک بار دو بار ببرند کشورهای خارج. شما که چنین سعه‌ای ندارید با اخلاقتان وسعت داشته باشید «فسعوهم باخلاقکم.» اگر شما با اخلاق با همسرانتان رفتار بکنید از اموالی که دیگران خرج می‌کنند کاربردش بیش‌تر است.

همچنین ببینید

نشست 167

برپایی نشست «اخلاق و مناسبات مردم در آخرالزمان، اخلاق مهدوی»

یکصد و شصت و هفتمین نشست از سلسله نشست‌های فرهنگ مهدوی با موضوع «اخلاق و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *