راز کین جویی غرب علیه شرق اسلامی

72ca15047a78e7b4a322422f38badf4b - راز کین جویی غرب علیه شرق اسلامی

رفتار دیگری که غرب در پیش گرفته سعی در مقابله مسالمت آمیز دارند و به گونه ای درصددند اسلام اروپایی را ایجاد کنند. درست مثل چیزی که در ایران با عنوان مکتب ایرانی با آن رو به رو شدیم به این معنی که اسلامی‌که در ایران وجود دارد، هویت ایرانی گرفته است. در حالی که به قول رهبر معظم انقلاب ایران هویتش را از اسلام اخذ کرده است. و اگر غیر از این بود ما فرقی با ایران زمان شاهنشاهی نداشتیم که پایگاهی برای غرب محسوب می‌شدیم.

 

«نصیر صاحب خلق» شاید نام آشنایی برای بسیاری از موعودیان باشد. محققی که با دیدن عنوان آثاری «چون تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا»، «پروتستانتیزم، پیوریتانها و مسیحیت صهیونیستی» او را به یاد می آوریم. برای مصاحبه با او نیازی به دنبال بهانه گشتن نیست، چرا که دامنه گسترده اطلاعاتش، خود بزرگترین دلیل برای این است که هر خبرنگاری به سراغش برود و البته عمری تحقیق در رابطه با اسلام و اسلام هراسی او را به یکی از اولین گزینه ها برای صحبت در این زمینه تبدیل کرد.
نگاه خاص او به اسلام هراسی که آنرا در سه حیطه «اسلام ستیزی»، «شیعه ستیزی» و «ایران ستیزی» دسته بندی می‌کند در کل مصاحبه جریان دارد، زیرا به قول خودش نمی توان اسلام هراسی را بدون بغضی کهنسبت به تشیع و ایران وجود دارد به بررسی گذاشت.
مصاحبه ای که می خوانید نتیجه گفتگویی چند ساعته در باب اسلام هراسی است
.

 

  • سالهاست که به عناوین مختلف و در عرصه های گوناگون سخن در رابطه با اسلام و اسلام هراسی در غرب مطرح می‌شود. به راستی این اصطلاح از کی به وجود آمده و اصولاً چه فرقی میان اسلام هراسی و اسلام ستیزی، به گونه ای که شما آنرا مطرح می‌کنید وجود دارد؟

-بحث اسلام هراسی را شاید بتوان یکی از قدیمی ترین پدیده ها دانست و تاریخی به بلندای تاریخ اسلام برای آن متصور شد. شاید اولین مصداق آنرا بتوان در تقابل یهودیان با پیامبر و اسکان آنها در مناطقی خاص از عربستان، برای کنترلشان توسط پیامبر اکرم صلوۀ الله علیه و جلوگیری از فتنه سازی هایشان مطرح کرد. مقطع دوم که نقطه عطفی در اسلام ستیزی غرب است، جنگ های صلیبی است که اگرچه در صورت های مختلفی چون باز پس گیری بیت المقدس از مسلمان ظاهر می‌شود، ولی باطن اسلام ستیزانه و پیگیری مقاصد استراتژیک خود را به همراه دارد و بعد از جنگ های صلیبی نیز مجامع مخفی که ماهیت خدا ستیزانه داشتند شکل گرفتند که آنها نیز نگاهشان به اسلام نگاهی منفی بود.

اما در عصر حاضر، تکاپو و حرکات فعال و زنده ای که بعد از انقلاب اسلامی ایران ایجاد شد، دور جدیدی از رویارویی و چالش بین اسلام و غرب را شکل داده است.
البته اتفاقاتی نه چندان طبیعی چون واقعه ۱۱ سپتامبر نیز که ماهیت کاملاً مشکوکی دارد منجر شد که در آتش اسلام هراسی دمیده شود.

در رابطه با تفاوت اسلام هراسی و اسلام ستیزی نیز باید بگویم که پروپاگاندایی هدفمند و بسیار گسترده علیه مسلمانان و به ویژه شیعیان و به طور اخص، ایران در دنیا وجود دارد. این پروپاگاندا که طی آن هدف ترساندن دنیا و جوامع غرب از اسلام و معرفی اسلام به عنوان عامل تهدید برای دنیاست را اسلام هراسی می‌گوییم. به عنوان مثال بعد از انقلاب اسلامی ایران و برپایی نظام اسلامی، یکسری نگرانی ها در رابطه با ایران به وجود آمد که برای کنترل این نگرانی ها شاهد رویدادهای بعد از انقلاب هستیم. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به مدیریت امریکا یکی از همین راهکارها بود تا شرایط به کنترل غرب در بیاید اما این موقعیت حاصل نشد و نه تنها ایران قابل کنترل و منزوی نشد بلکه تأثیرات و امواجی که ازین منبع ظلم ستیز برخواست مرزهای بسیاری را درنوردید و دامنه هایش به اروپا و امریکا هم رسید. درنتیجه اعتلاف غرب، علیه انقلاب اسلامی‌با القای صحبتهای نادرست مبنی بر خونریز و تروریست بودن، نمایش وجهه منفی اسلام، تشیع و ایران، به تحریک افکار عمومی‌شان پرداختند تا بتوانند دید و مواضعی منفی را ایجاد کنند. که این وحشت آفرینی ها را اسلام هراسی می نامیم.

اما اسلام ستیزی ورود به یکسری اقدامات عملی علیه اسلام است که باز هم نمونه آنرا در مورد کشور خودمان در زمینه هایی تحریم های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی استراتژیک شاهد هستیم که البته همانطور که می دانید در این زمینه موفق نبوده‌اند و آثار منفی آن گریبان خودشان را گرفته است. چرا که این محدودیت ها باعث شدند که ما دست به زانوی خودمان بگذاریم و بلند شویم و به عنصری تأثیر گذار در عرصه بین المللی تبدیل شویم.

این موجب هراس گسترده تری شد که دروهله اول در داخل اردوگاه غرب و در وهله دوم منطقه را دربرگرفت تا از هرنوع تحولی که موجب باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی شود، جلوگیری نماید و در این راه اقدامات گوناگونی از اتخاذ موضع واحد و مخالف ایران بین سران عرب منطقه گرفته تا تحدید روابط و راه های ارتباطی با خارج از منطقه و اعمال محدودیت حقوقی و سیاسی را شامل شد.
از آنجا که ما هر روز شاهد اتفاقات مختلفی در رابطه با اسلام ستیزی، از توهین به مسلمین گرفته تا امضای قطع نامه های مختلف علیه اسلام و همین اواخر هم موضع گیری ها نسبت به حوادث منطقه و قرآن سوزی هستیم، سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که غرب چرا تا این حد از اسلام می ترسد؟

-منطقه خاورمیانه به دلایلی مورد نظر خاص غرب است: اول، وجود اسرائیل در منطقه و وظیفه و مسئولیت خاصی که در رابطه با تأمین منافع غرب بر عهده دارد و البته اهداف و برنامه های اعتقادی خاصی که به دنبالش هستند، مثل سرزمین موعود و اسرائیل بزرگ. همان طور که می دانید در مبحث اسرائیل بزرگ، ما شاهدیم که اکثر کشورهای اسلامی در قلمرو این سرزمین قرار می‌گیرند. این امر تنش و تعارضی بین دولتهای منطقه و رژیم صهیونیستی شکل می دهد. بنابراین یهود به آن معنای یک گروه قومیت گرا، نقش بسیار فعالی برعهده دارد. تعداد زیادی ازین یهودیان در اروپا و امریکا قدرتهای مالی و تبلغاتی عظیمی را در دست دارند و ازین ابزار کمال بهره برداری را می‌کنند که منجر به بحث اسلام ستیزی و اسلام هراسی در کشورهای اروپایی و غربی می‌شود. اما بحث اسرائیل تنها به اینجا ختم نمی‌شود. ما با دوجریان یهودی در این فضا روبه روییم که دو شیوه نگرش به حوادث را دنبال می‌کند. اول یهودی های سفاردی که تفکرات کابالایی دارند و نگاهشان به حوادث در مسیر رسیدن به اسرائیل بزرگ است و گروه دوم یهودی های اشکنازی هستند که خوناً یهودی نیستند بلکه در قرن ۷ هجری در حوالی جنوب قفقاز و شمال ایران امپراتوری بزرگی تشکیل دادند و دین یهود را دین رسمی خود قرار دادند و بعد از فروپاشی در قرن۱۰ هجری به اروپا کوچانده شدند. تشکیل دولت اسرائیل در اصل خواست همین گروه بود که در سال ۱۸۹۷ که در نتیجه نشست شهر بال سوئیس درخواست ایجاد یک کشور داده شد. در این شرایط یهودیان سفاردی متناسب با تفکراتشان مسیر سرزمین فلسطین را تلقین کردند. و در نتیجه اتحاد استراتژیک بین یهودیان سفاردی و اشکنازی، دولت اسرائیل ایجاد شد و اینکه گاهی اوقات شاهد موضع گیری های متفاوت بین سران اسرائیل هستیم ناشی از همین تفاوت های بنیادین است. اما در هر صورت اسرائیل تهدید بزرگی در منطقه است.

از سوی دیگر سیاستهای پی گرفته شده در منطقه خاورمیانه و تبلیغات حول آن تقریباً دایر مدار یک نگاه و برنامه و الگوی خاص است که ما از آن تحت عنوان الگوی آمریکایی نام می‌بریم و شاید بتوان گفت استارت پاک کردن وجهه اسلامی منطقه توسط خود امریکایی ها زده شد. در حوادث اخیر که از تونس شروع شدو در حال حاضر به صورت غیر قابل کنترلی ادامه یافته است، امریکا و غرب به شدت منفعل شده و دست به فعالیتهای عجولانه ای می زنند و تمام نیروهایشان را در مقابل این موج اسلامی‌بسیج کرده‌اند. ولی وجهه و ماهیت عمومی رویدادی که دارد رخ می دهد، یک وجهه کاملاً اسلامی است، چرا که نقش آفرین های اصلی این رویداد مسلمانان هستند و با تمام وجودشان به این نتیجه رسیده‌اند باید در مقابل دولتهای وابسته و «کارگزار» که از سوی کانون اعتلافی غرب بر آنها حاکمیت می‌کند را کنار بزنند. همچنین در این اتفاقات شاهدیم که چگونه شیعیان مورد ظلمی جدی تر قرار می‌گیرند. مثلاً شیعه کشی در عراق، یمن، بحرین و عربستان که توسط سازمانهای تروریستی صورت می پذیرد مصادیق این امر هستند. پس میت وان نتیجه گرفت آنچه که به صورت روشن و آشکار در منطقه دارد رخ می دهد مقابله با اسلام شیعی توسط وهابی ها و سلفی ها و در واقع غرب است.

بحث مهم و حائز اهمیت دیگری که باعث نگرانی غرب در مقوله اسلام است، افزایش روز افزون جمعیت مسلمانان در کشورهای اروپایی و امریکاییست. مهاجرتهایی که بخش عظیمی از آنها توسط خود غرب و بخشی به خاطر ناامنی هایی که غرب در مناطق مسلمان جهان ایجاد کرده بود باعث شد نوع پوشش، رفتار و فرهنگ و باور اسلامی‌به اروپا برده شود و اقبال به اسلام نیز افزایش یافت. این افزایش جمعیت و تشکیل کلونی های مسلمانان که رو به رشد است باعث شده دول غربی در فکر کنترل این جمعیت و منزوی کردن آنها بیفتند.

  • آیا آمار و اطلاعاتی در این رابطه که جمعیت مسلمانان در غرب رو به رشد است وجود دارد و این افزایش چه خطری برای آنها دارد؟

-بله. و این را می توان در آمارهای ارائه شده توسط خود دول غربی بدست آورد. به طوری که خودشان اذعان می‌کنند که رشد اسلام، اگر با ایا شرایط ادامه یابد تا ۵۰ سال آینده تغییرات اساسی در حکومتهای اروپایی شکل می‌گیرد. به ویژه کشورهایی چون فرانسه، آلمان و انگلیس در این زمینه با نگرانی های بسیاری رو به رو هستند. طبق آمار ضریب لازم برای بقا و دوام یک سرزمین، رشد جمعیت تقریباً ۱/۲ درصدی است. در حالی که اکثر کشورهای اروپایی زیر این درصد هستند و به همین علت است که اروپا سرزمینی پیر محسوب می‌شود و درنتیجه از یک سو مخالف نیروهای اسلامی است و از سوی دیگر به این نیروی کار برای باقی ماندن نیازمند است. این درحالی است که ضریب رشد جمعیت مسلمانان در کشوری مثل فرانسه ۱/۸ درصد است یعنی رقمی‌بیش از ۳ برابر غیر مسلمانان فرانسه.

همچنین با تمامی مخالفت ها و فشارها شاهدیم که بزرگترین مسجد اروپا با ظرفیت ۴۰ هزار نفر در شهر استراسبورگ در حال ساخت است.
این امر را در کشوری چون بلژیک که ۲۵ درصد ساکنانش مسلمان هستند، هر سال نیمی از کودکانی که متولد می‌شوند مسلمان هستند.

کشوری چون امریکا که تا ۳۰ سال پیش تنها ۸۲ هزار نفر مسلمان داشته و امروز بیش از ۲ و نیم میلیون نفر مسلمان دارد و بیشتر ۱۰۰۰۰ مسجد در آنجا هستکه بیشترشان از کلیساهای خریداری شده مسیحیان به وجود آمده است.

آلمان نیز دیگر کشوری است که با این امر درگیر شده است. اخیراً دولت آلمان اعلام کرده است که کنترل کاهش جمعیت این کشور اینک دیگر ممکن نیست و ممکن است این کشور تا سال ۲۰۵۰ به یک کشور مسلمان تبدیل شود. دولت آلمان معتقد است که جمعیت ۵.۲ میلیونی مسلمانان اروپا در ۲۰ سال آینده به دو برابر افزایش خواهد یافت.
کشور هلند که ۵۰ درصد مسلمان دارد، بر اساس آمار اگر با همین روند پیش برود تا ۱۵ سال آینده تبدیل به یک کشور مسلمان می‌شود. در جدول زیر آمار مسلمانان کشورهای اروپایی مطرح شده است:

آمارمسلمانان در کشورهای اروپایی

جدول‌ آماری‌ شماره‌ ۱: اروپای‌ غربی‌

کشورها جمعیت جمعیت مسلمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
– فرانسه‌ ۵۹۸۰۰۰۰۰ ۶۰۰۰۰۰۰

– آلمان‌/ ۸۳۲۵۱۸۵۱ ۳۲۰۰۰۰۰

– انگلستان‌/ ۵۷۲۳۶۰۰۰ ۱۷۰۰۰۰۰

– ایتالیا/ ۵۷۷۳۹۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰

– هلند ۱۴۸۰۴۰۰۰ ۹۰۰۰۰۰

– بلژیک‌/ ۱۰۳۰۰۰۰۰ ۶۰۰۰۰۰

– سوئد/ ۸۸۰۰۰۰۰ ۴۰۰۰۰۰

– سوئیس‌/ ۷۳۰۱۹۹۴ ۴۰۰۰۰۰

– اسپانیا/ ۴۰۱۰۰۰۰۰ ۶۵۰۰۰۰

– اتریش‌/ ۸۱۶۹۹۲۹ ۴۰۰۰۰۰

– یونان‌/ ۱۰۶۴۵۳۴۳ ۷۰۰۰۰۰

– دانمارک‌/ ۵۲۳۰۰۰۰ ۱۳۰۰۰۰

– فنلاند/ ۵۱۸۰۰۰۰ ۴۰۰۰۰

– پرتغال‌/ ۱۰۱۰۰۰۰ ۳۵۰۰۰۰

– نروژ/ ۴۵۳۰۰۰۰ ۵۵۰۰۰

– لوکزامبورگ‌/ ۴۴۸۵۶۹ ۱۰۰۰۰

– مالت‌/ ۳۹۷۴۹۹ ۵۰۰۰۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
– جمع‌/ ۳۲۶۷۹۹۱۸۵ ۱۶۵۸۵۰۰۰

جدول‌ آماری‌ شماره‌ ۲: اروپای‌ شرقی‌ و بالکان‌

– کشورها جمعیت جمعیت مسلمانان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
– جمهوری‌ فدراتیو روسیه‌/ ۱۴۵۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۰۰۰۰۰

– اوکراین‌/ ۴۸۴۰۰۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰

– رومانی‌/ ۲۲۳۱۷۷۳۰ ۱۲۰۰۰۰

– بلغارستان‌/ ۷۶۲۰۰۰۰ ۲۶۰۰۰۰۰

– لهستان‌/ ۳۸۶۲۵۴۷۸ ۳۰۰۰۰

– مجارستان‌/ ۱۰۱۰۰۰۰۰ ۸۰۰۰۰

– روسیه سفید/ ۱۰۳۳۵۳۸۲ ۸۰۰۰۰

– مولداوی‌/ ۴۴۳۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰

– کشورهای‌ بالکان‌/ ۷۷۰۰۰۰۰ ۳۵۰۰۰۰

– آلبانی‌/ ۴۰۰۰۰۰۰ ۳۱۰۰۰۰۰

– بوسنی‌ و هرزگوین/‌ ۴۳۰۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰۰

– کوزوو/ ۲۲۸۳۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰

– مقدونیه‌/ ۲۱۱۱۰۰۰ ۵۰۰۰۰۰

– کرواسی‌/ ۴۳۹۰۰۰۰ ۶۰۰۰۰۰

– اسلوونی‌/ ۱۹۳۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰

– صربستان‌/ ۹۷۹۱۷۴۵ ۸۰۰۰۰۰

– چک‌ ۱۰۳۰۰۰۰۰ ۳۰۰۰
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
– جمع‌/ ۳۳۵۵۸۲۳۳۵ ۳۵۷۴۸۰۰۰

نتیجه‌ آن‌که‌: کل‌ اروپا، امروزه‌ بیش‌ از ۵۰۰۰۰۰۰۰ مسلمان‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌. که خود باعث نگرانی و وحشت کشورهای غربی شده است.
با این همه نگرانی ای که می فرمایید در دول غربی ایجاد شده است، غرب متوسل به چه راهکارهایی برای در دست گرفتن اوضاع شده است؟
در ارتباط با تهدید جمعیتی که مسلمانان برای غرب دارند یکی از مهمترن سیاستهای غرب، کنترل جمعیت است که به ویژه در کشورهای اسلامی‌که دارای جمعیت بالایی هستند، با همکاری دست نشاندگانشان رخ داده است.جدای از فعالیت های کنترل جمعیت مواد غذایی آلوده و مبتلا کردن مردم جهان به این مواد یا به بیانی کشتار خاموش مسلمانان، راهکار دیگری است. از سوی دیگر وقایع مشکوکی چون ۱۱ سپتامبر نیز راه را برای آنها باز می‌کند تا با نمایش چهره منفی از مسلمانان دست به حملات نظامی‌بزنند. چنانچه ویلیام کوهن نظریه جنگ جهانی سوم را در رابطه با اسلام مطرح می‌کند یا حتی اعلام جنگ صلیبی که از سوی بوش مطرح شد نشانه ای ازین اعمال هستند.

رفتار دیگری که غرب در پیش گرفته سعی در مقابله مسالمت آمیز دارند و به گونه ای درصددند اسلام اروپایی را ایجاد کنند. درست مثل چیزی که در ایران با عنوان مکتب ایرانی با آن رو به رو شدیم به این معنی که اسلامی‌که در ایران وجود دارد، هویت ایرانی گرفته است. در حالی که به قول رهبر معظم انقلاب ایران هویتش را از اسلام اخذ کرده است. و اگر غیر از این بود ما فرقی با ایران زمان شاهنشاهی نداشتیم که پایگاهی برای غرب محسوب می‌شدیم.

  • در بخشی از صحبتهایتان به نمایش چهره منفی از مسلمانان اشاره کردید. خود مسلمانان تا چه حد به این امر دامن زده‌اند و آیا رفتاری از خود بروز داده‌اند که باعث القای این تفکر شود؟

یک بار اشاره ای به سلفی ها و وهابی ها دربین سخنانم داشتم و همچنین در ماجرای ۱۱ سپتامبر که پای طالبان به میان آمد ما شاهد رفتارهای تحجر آمیزی هستیم که غربی ها دوست دارند مسلمانان را با آن ویژگی ها نشان دهند: متحجر، خونریز، تروریست و البته دشمن غرب. اگر بخواهیم این گروه های سازماندهی شده را اسلامی حساب کنیم، تهدیدی بزرگ از درون اسلام و علیه اسلام اند، چرا که با برنامه هایشان مهمترین عوامل ایجاد هراس محسوب می‌شوند که تقریباً تمامی‌شرایط و مسائل منطقه را تحت تأثیر قرار می دهند. اما در رابطه با منشأ این گروه ها که آیاواقعاً اسلامی اند یا مدیریت شده می توان با بررسی ساده ای به نتیجه رسید. برای مثال طالبان. که اگر واقعاً قصد بر اندازی آن را داشتند در این همه سال برایشان کار چندان سختی نبود، چرا که در سرنگونی صدام نشان دادند اگر بخواهند کسی را از دایره بیرون کنند می توانند. اما تا وقتی می توانند ازین گروه ها بهتر استفاده کنند در صدد حذفشان نیستند. مثلاً با نشان دادن القاعده و طالبان چهره و رفتار آنها را به اعتقادات کل مسلمین تعمیم می دهند. امری که می توان آنرا تهدید اسلامی-صهیونیستی نامید چراکه عملشان در راستای اهداف آنهاست. این جریان اسلام ستیز به ظاهر اسلامی‌که توسط غرب در منطقه سازمان داده شده است به عنوان شمشیری دو دم هستند که هم برای اسلام ستیزی به کار رفته است(چرا که به وسیله همین گروه ها بسیاری از شیعیان و مسلمین واقعی نابود می‌شوند) و هم اهداف اسلام هراسانه ای را که غرب در پی آن است را تأمین می‌کنند.
به عنوان سخن پایانی اگر نکته یا پیشنهادی دارید می‌شنویم:

یکی از نکاتی که لازم است در این مقوله به آن اشاره کنیم توجه جدی به بحث اسلام و به ویژه بحث اسلام هراسی در دنیاست. و این امر به قدری مهم شده است که جای خالی آن در دانشگاه های ما حس می‌شود. چرا که اطلاعات در این زمینه باید به نسل جوان منتقل شود و اطلاعات این حیطه مدام به روز باشند.

از سوی دیگر در فضای مجازی جنگهای متنابهی در قالب اسلام ستیزی علیه جهان اسلام و به خصوص ایران طراحی و اجرا شده است و بر اساس اخبار هزاران متخصص علیه ایران در برنامه جنگ نرم فعالیت می‌کنند و عمده این برنامه توسط یا با حمایت امریکا پیگیری می‌شود و این درحالی است که این کشور در بحران اقتصادی دچار کسری بودجه است اما این سرمایه گذاری کنار گذاشته نمی‌شود.

همچنین باید مراقب اختلافات داخلی نیز باشیم. بر اساس اظهارات مایکل برانت، عضو سابق سیا که به دلیل اختلاف نظراتش با دولت دست به افشاگری درباره برنامه های سیا زد و نتایجش را در کتاب « نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی» نگاشت، پروژه اسلام و تشیع ستیزانه برنامه ریزی شده است. در این کتاب گفته می‌شود که چون نمی توان با تشیع به طور مستقیم(به خاطر روحیه شهادت طلبی) مبارزه کرد بهتر است سناریویی طراحی شود که در آن مطود شدن شیعیان هدف شود و آن پروژه توسط سلفی ها و وهابی ها تحت عنوان کافر بودن شیعیان به اجرا در آمد.
به نظرم تشیع هراسی و تشیع ستیزی خود بحث بسیار گسترده ای دارد که برای آن دفتری دیگر باید گشود. والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته

همچنین ببینید

شیعیان پاکستان؛ از پیشینه تا تهدیدات

شیعیان به عنوان گروه اقلیت مسلمانان در کشورهای زیادی پراکنده هستند. البته به دلایل مختلف آما و اطلاعات دقیقی از این پراکندگی جمعیتی وجود ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *