مولا جان! آمین بگو

6ee651f0ba5e2de9655dfbdf24554723 - مولا جان! آمین بگو

یک‌ شب رسد که شام فراقت سحر شود
خورشید عارضت، ز حرم جلوه‌ گر شود

با طول غیبتت، نشود کم، امید ما
این روزگار تلخ، زمانی به سر شود

گردد ز کعبه، بانگ «انا المهدی»‌ات بلند
یک‌دم جهان ز آمدنت با خبر شود

آیا شود که بگذرد این روزگار تلخ؟
«آری شود، ولیک، به خون جگر شود»

از گریۀ زیاد، شود اشکِ دیده کم
زین گریه، اشک دیدۀ ما بیشتر شود

روزی به بحر رحمت حق، غرق می ‌شوم
کاین سینه پیش تیر بلایت سپر شود

آمینی از تو، کار هزاران دعا کند
دستی گشا! و گر نه دعا بی اثر شود

تا بشکنیم، فرق بتان را، خلیل ‌وار
هر مشت ما به روز ظهورت، تبر شود

پروانه ‌وار دور سرت گردد آسمان
خورشید بر تو پرچم فتح و ظفر شود

یک عمر با دعای فرج زنده مانده ‌ایم
«میثم» دعا کن این شب هجران سحر شود


استاد غلامرضا سازگار (میثم)

همچنین ببینید

شعر و ادب

...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *