رابطه فرهنگی و تمدنی پیش زمینه درک شهر

حوزه فرهنگی و تمدنی : دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی مدیر مسئول موسسه فرهنگی موعود عصر(عج) و مولف بیش از ۵۰ کتاب در حوزه مطالعات فرهنگی و مهدویت طی مصاحبه ای تفصیلی با خبرنگار عطنا به منظور بیان وجوه تمایز شهرسازی مدرن و سنتی به بیان مباحثی پرداخته اند که طی چند بخش برای علاقمندان انتشار خواهد یافت.

دکتر شفیعی سروستانی ضمن تاکید بر ضرورت درک پیوند بین تمدن، فرهنگ در مواجهه با پدیده شهر یادآور شد: نقطه آغازین مواجهه با موضوع شهر، ادراک پیوند بین تمدن و فرهنگ است، و گفتگو درباره شهر بدون در نظر گرفتن این رابطه از هر نظر بی معنی است. اقدام شناسایی و درک درست این رابطه بدون در نظر گرفتن حوزه های فرهنگی و تمدنی منجر به اختلاط و پراکنده گویی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی شده است. این مسئله درباره حوزه های فرهنگی و تمدنی عهد پیشین، حوزه فرهنگی و تمدنی که امروز در آن زندگی می کنیم و هر حوزه تمدنی که در آینده به صورت یکپارچه به وجود بیاد، مصداق کامل دارد.

shafee - رابطه فرهنگی و تمدنی پیش زمینه درک شهر

 

مدیر موسسه فرهنگی موعود عصر(عج) هستی شناسی و نوع نگاه به جهان ضلع سوم خواند و اظهار داشت: این مثلث ضلع سومی هم دارد، و آن هم تفکر هست، به عبارتی دیگر سه زاویه، سه ضلع تمدن، تفکر و فرهنگ به هم پیوسته و بهم وابسته اند و ارتباط آنها، ارتباط عرضی نیست، در عرض هم به حساب نمی آیند، در طول هم قرار گرفته  اند، بیرونی ترین لایه تمدن است، که صورت مادی حیات است، بلافاصله درون آن وجه ناپیدا، فرهنگ قرار دارد، به عبارت دیگر فرهنگ بر روی خودش تمدن را دارد، تمدن به هر صورتی که باشد فرهنگی را منتشر می کند،‌ فرهنگی را فریاد می زند، و لایه ی سوم که تفکر است، یا مجموعه ی معتقدات، باطنی ترین وجه است، به عبارت دیگر این تفکر، هستی شناسی، و نوع نگاه به هستی است که حوزه فرهنگی را به وجود می آورد، و حوزه فرهنگی ایجاد شده توسط انسان ها حوزه تمدنی را شکل می دهد.

وی افزود:  اگر می خواهید هر حوزه فرهنگی و تمدنی را بشناسید، نخست انسان ها را بشناسید، اگر می خواهید انسان ها را بشناسید به حوزه تمدنی و سپس فرهنگی شان رجوع کنید. تمدن صورت بیرونی فرهنگ است، فرهنگ صورت تفکر و تفکر یا هستی شناسی در واقع باطنی ترین و نهانی ترین وجه است که معمولاَ در گفتگوها از آن غفلت می شود.

حوزه فرهنگی و تمدنی روح پنهان همه مناسبات است

در گفتگوی ما موضوع فرهنگ از اهمیت والایی برخوردار است، چون رابطه میان فرهنگ و تمدن و هستی شناسی، و مباحث اعتقادی را معلوم می کند، و فرهنگ روح پنهان همه مناسبات است، آنچه که بر پایه آن تمام امور حیات فردی و اجتماعی انسان شکل می گیرد، هدف اخلاق، فرهنگ و یا هر اسم دیگری که ظرفیت کشش بار این مفهوم را در خود داشته باشد، کلیت گسترده ای است که بودن و زیستن و حتی به مردن آدمی در هر فصل و زمان معنی می بخشد، آن هم در خصوص تفکر ویژه و شناختی خاص از عالم و آدم، پیامبران، حکیمان، متفکرانی هستند که بنیادی ترین وجه حیات آدمی را رقم می زنند، یعنی تعریف از هستی می کنند، تعریفی از انسان ارائه می کنند، تعریفی از خالق هستی و مرگ ارائه می کنند، تحت تعالیم پیامبران، حکیمان، و متفکران مردمی ادب می شوند، اخلاق می یابند، فرهنگی را پیدا می کنند، که آن فرهنگ رابطه مستقیمی با همان تفکر و شناخت حکیمان و متفکران دارد، فرهنگ، متشکل از فر، یا فراز یا شکوه. هنگ به معنای وقار، دانایی، خرد و فرهنگ به رفتار شکوهمند، اندیشه و خرد والا معنی می شود، اگرچه معانی متعددی را برایش آورده اند، اما در گفتگوی ما مراد از فرهنگ، روح و جان مایه پنهان هر حوزه تمدنی است.

تمدن که وجه بیرونی فرهنگ است همه قوای خود را از فرهنگ می گیرد

بزرگان اهل معرفت، فرهنگ و ادب پارسی، فرهنگ را به منزله ی اخلاق و منشی تعریف کرده اند که  نفس را به صلاح می آورد، از بدی به دور نگه می دارد، تا انسان مودب به ادب دین بشود، و صاحب کمال بشود، در این باب، همه ی بزرگان جایگاه فرهنگ را در دل مردان با ظرافت می دانستند که از پلیدی دور مانده اند، و به سبب آن به فصل دانایی و حکمت دست یافته اند، در این ابیاتی که از شاعرانی که ذکر می کنم، که «فرهنگ آرایش جان بود/ ز گوهر سخن گفتن آسان بود»، در جای دیگر از حکیم طوس آمده است، «بی آزاری و سودمندی گزین، که این است فرهنگ و آئین و دین»

تمدن که وجه بیرونی و مادی فرهنگ است و همه ی قوه ی خود را از فرهنگ می گیرد، در عرصه ی خاک مصادیق مختلفی پیدا می کند. گاهی این کالبد مادی عنوان تمدن گرفته، یا در خودش مسکن پوشش داد و ستد، و سایر معاملات و مناسبات را جا می دهد، در واقع این عناصر مادی اعم از مسکن پوشش، داد و ستد، خانه سازی و سایر ادوات و اسباب جملگی، دست در گردن، هم مناسبات و معاملات مردم را به سامان می رسانند، هم یک سخن واحد دارند، هم همجنسی و مجانست دارند، یعنی در موضوع فرهنگ، خلق و ادب با هم مشترک می شوند.

شهر خاصیت شکل بخشی به انسان دارد، گویا ظرفی است که وقتی انسان به آن وارد می شود، شکل آن ظرف را به خود می گیرد.

دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیر موسسه فرهنگی موعود عصر، شهر را برخوردار از خاصیت شکل بخشی به انسان دانست و خاطر نشان کرد: شهر صحنه ای است که در آن همه جایگاه آدمی و نقش او در پهنه ی خاک و چگونگی ارتباطی که او با خالق هستی و جهان طبیعی ظاهر می شود، تعریف می شود، جمله ی مشهوری از چرچیل نقل است که گفته بود، «ما شهر ها را می سازیم و شهرها ما را می سازند»، در واقع شهر توسط انسان ساخته می شود،‌ و وقتی که شهر بر کشیده شد و برساخته شد، این شهرها هستند که انسان ها را می سازند، یعنی انسان را متناسب با آن حوزه فرهنگی شکل می دهند.

زیست در هر حوزه تمدنی یعنی به رنگ فرهنگ و اندیشۀ آن تمدن درآمدن

وی گفت: شهر خاصیت شکل بخشی به انسان دارد، گویا ظرفی است که وقتی انسان به آن وارد می شود،  شکل آن ظرف را به خود می گیرد، بر خلاف افراد ساده اندیش، تمدن بی خاصیت نیست،‌ تمدن بدون سوءگیری نیست، در هر دوره ای سوءگیری فرهنگی خاص خودش را دارد، لذا اگر بخواهیم به گذشته نگاه کنیم، انسان های دوران گذشته ای را بشناسیم باید به آن حوزه ی تمدنی اش نگاه کنیم، و اگر خواستید آن حوزه ی تمدنی را بشناسید به انسان هایی که از آن حوزه تمدنی برخاسته اند نگاه کنید، به واقع حوزه تمدنی زایشگاه و تربیت کنندۀ انسان هایی مطابق با حوزه فرهنگی است.

city 300x201 - رابطه فرهنگی و تمدنی پیش زمینه درک شهر

شهرها بر اساس نوع نگاه سازندگان به جهان هستی ساخته می‌شوند

این استاد دانشگاه اظهار کرد: شهرها، به وسیلۀ مردم ساخته می شوند. بر دوش سازندگانشان، شکل می گیرند. اما این انسان ها هستند که متناسب با حوزه فرهنگی و ادب و نگاهشان به هستی شهر را برای انسان می سازند، شهر را برای خودشان می سازند، شهر را متناسب با تعریفی که از انسان می شناسند، می سازند، شهر را متناسب با غایتی که برای انسان تعریف می کنند، می سازند، در آن شهر تمام رویکردهای فرهنگی و فکری ظهور پیدا می کند، به همین خاطر انسانی که وارد آن حوزه شهر و آن حوزه تمدنی می شود، رنگ و بوی خلق آن حوزه تمدنی را پیدا می کند. به همین خاطر است که نمی شود شهر را بدون توجه به حوزه فرهنگی و فکری بسازید و تقلید کنید، نمی توانید شهری را مطابق با الگوهای فکری و فرهنگی و تمدنی بسازید، و انتظار داشته باشید که در آن شهر انسان دینی تربیت بشود، چرا که آن شهر یک حوزه اعتقادی و دینی و فکری را منعکس می کند و شهر آن حافظ و حارث آن حوزه فرهنگی خاص است.

eye - رابطه فرهنگی و تمدنی پیش زمینه درک شهر

زوال حوزه اندیشه به معنی زوال حوزه فرهنگی و زوال فرهنگی به معنی سقوط حوزه تمدنی است 

مدیر موسسه فرهنگی موعود عصر(عج) تصریح کرد:با نگاهی به تمدنهایی که منسوخ شدند، درخواهیم یافت، هر تمدنی در اوج شکوفایی در اوج شکوفایی و درخشندگی از حیث فرهنگ مخصوص خود نیز در اوج بودند، و تمام اجزا با یکدیگر هم نوا هستند، حالا فرض کنید تمدنهایی که در بین النهرین، یونان، مصر، چین و فارس بوده است، این حوزه های تمدنی وقتی که در اوج بودند، همه اجزای فرهنگی شان با یکدیگر هم نوایی، هم سنخی، داشتند و همه با هم یک حوزه فرهنگی را فریاد می زدند و به نمایش می گذاشتند، وقتی که آرام آرام در اثر عوامل مخلتف، یک حوزه فرهنگی رو به ضعف و تزلزل می رود، حزوه تمدنی اش نیز، رو به تزلزل می رود، در واقع همنچنان که انسان ها حوزه فرهنگی شهرساز اند، وقتی که انسان از نظر فرهنگی رو به تزلزل می رود، وقتی یک حوزه فرهنگی رو به انحطاط می آورد، حوزه تمدنی هم، رو به زوال می رود.

city2 - رابطه فرهنگی و تمدنی پیش زمینه درک شهر

وی تاکید کرد: در مثال برای روشن شدن رابطه عرض می کنم، حیات انسان، یعنی انسانی که کالبدش را می بینم، دست و گوش و پا و ناخن و موی اش را می بینم، اعضا و جوارح ظاهری و بیرونی انسان، همه ی قوه و توان خود را از نفس می گیرند، و وقتی که نفس از کالبد خارج می شود، اعضا برای مدتی می مانند و بعد از هم می پاشند، همه به صرافت طبع می فهمند که حیات و بقا و دوا و اعضا و جوارح به نفس است، وقتی روح از کالبد خارج می شود، جسم و اعضا می پوسند و فرو می ریزند، به همین خاطر است که ما فروپاشی حوزه تمدنی را می بینیم، اما باید بفهمیم که این فروپاشی اعضا و جوارج ناشی از فروپاشی نفس است، نفس رو به ضعف رفته است، نفس از کالبد خارج شده است که پوسیده، چنانچه، زمانی که نفس در کالبد حضور دارد، نفس بالندگی دارد، جنبش دارد، رفتار دارد، فرهنگ به مثابه نفس، به مثابه شهرسازی برای معماری، برای پوشش و برای سایر عناصر تمدن است، وقتی فرهنگ رو به ضعف رفت، تمدن هم رو به ضعف می رود.

منبع : خبرگزاری عطنا

همچنین ببینید

اباحه‌گری

اباحه‌گری در جامعه

 پیامبر اکرم برنامه کاملی را از ناحیه حضرت حق آوردند، برای تکامل بشر و رسیدن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *