اباحه‌گری در جامعه

تهرانی 2 - اباحه‌گری در جامعه

 پیامبر اکرم برنامه کاملی را از ناحیه حضرت حق آوردند، برای تکامل بشر و رسیدن به سعادت ابدی در سه محور:
۱. آموزه‌های اعتقادی؛
۲. آموزه‌های اخلاقی؛
۳. آموزه‌های احکام و تکالیف.

انتظار شارع مقدس از دینداران این است که این برنامه، همانی باشد که خدا توسط پیامبر و توسط دوازده خلیفه بر حق پیامبر اکرم تبیین شده است.

 جریان اباحه‌گری یعنی: از بین بردن ارزش‌ها، فروپاشی حریم‌های الهی، نفی تکلیف.
در مواجهه با دین سه نوع موضع وجود دارد:
۱. موضع مؤمنان حقیقی، آن چه را که رسول اکرم فرمودند، انجام می‌دهند؛
۲. موضع منکرین، منکر آنچه که خداوند فرموده، هستند؛
به خدا و پیامبرش و کتاب های آسمانی ایمان بیاورید و هر که خدا و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبر و روز قیامت را انکار کند در یک گمراهی شدید و سخت قرار گرفته است.《نساء ۱۳۶》

۳. موضع کسانی که دین خودساخته دارند.
گروه سوم دین خدا را نمی‌پذیرند، دین دارند اما دین خدا نیست، خودساخته است، یک جایی را که دوست دارند ایمان می‌آورند و جایی را که دوست ندارند انکار می‌کنند، جریان اباحه‌گری در گروه سوم وجود دارد.

تهرانی 4 - اباحه‌گری در جامعه

 امیرالمؤمنین در ارزش و ارزشمندی دین حق فرمودند: اگر کسی یک صفت خوب را دائما داشته باشد، و بر آن صفت پابرجا باشد، این آدم را می‌پذیرم و نداشتن سایر خصلت‌ها را می‌بخشم، اما دو چیز را هرگز نمی‌بخشم، ۱. نداشتن عقل؛ ۲. نداشتن دین.

 پایین‌ترین حدی که دین در جامعه اثر می‌گذارد این است که در سطوح جامعه اعتماد ایجاد می‌شود، و اگر در جامعه عقل نباشد، حیات و زندگی نیست.

 دین ایجاد قوانین است از ناحیه حضرت حق که این قوانین الهی باعث آرامش می‌شود، و در پنهان هم جلوی بزهکاری را می‌گیرد.
جریان اباحه‌گری در آموزه‌های دینی نفوذ پیدا کرده، به یک هدف و آن حذف خداست.

 شگردهای اباحه‌گری:

۱. خدا را فقط به عنوان ارحم‌الراحمین معرفی کند، طوری معرفی می‌کند که خدا نه عذاب دارد و نه عقاب.
منافقین مثل شیطان هستند، شیطان به برسیسا که بالای دار بود گفت خدا را انکار کن، برسیسا زمانی که کفر ورزید و انکار کرد، شیطان گفت من از تو بیزارم من از خدا می‌ترسم. 《اشاره به سوره حشر / ۱۶》

 شیطان می‌گوید من از خدا می‌ترسم و عده‌ای می‌گویند خدا فقط ارحم‌الراحمین است.

۲. قیامت را در زندگی مردم حذف کنند، چیزی به عنوان معاد وجود نداشته باشد لذا بحث تناسخ را مطرح کردند، بحث کائنات و انرژی را مطرح کردند برای اینکه معاد را انکار کنند.
۳. نسبت به اهل بیت فقط حب به اهل بیت را برجسته می‌کنند.
محبت ابتدایی فاقد ارزش است ما باید به محبت واقعی برسیم.
۴. اخلاق را مهم‌تر از احکام جلوه بدهند، می‌گویند نماز نمی‌خوانم اما دروغ نمی‌گویم.
اخلاق مسئولیت نسبت به هم‌نوع و احکام مسئولیت نسبت به خداست.

 می‌گویند مسئولیتم را نسبت به هم‌نوعم انجام می‌دهم یعنی دروغ نمی‌گویم، خیانت نمی‌کنم، اما نماز نمی‌خوانم، یعنی مسئولیت خود را در مقابل خدا انجام نمی‌دهید.

۵. آداب شرعی را از بین ببرند، نماز می‌خواند ولی با ناخن کاشته، با ناخن لاک زده، این نماز باطل است.
۶. مخالفت با دین را ترویج می‌دهند تا قبح بسیاری از مطالب شکسته شود، رواج شرابخواری، ارتباط دختران و پسران.‌
۷. ترویج مواد مخدر برای سرخوشی.
۸. خرافات را جایگزین دین کردند، اعتقاد به فال، طالع بینی، بخت و شانس؛
حضرت امیر (ع) فرمودند: انسان وقتی از نظر روح و روان سالم باشد و توانمند باشد به عقل و اندیشه تکیه می‌کند و هر گاه عاجز و ناتوان باشد به بخت و شانس و اقبال توجه می‌کند.

۹. ایجاد شبهه.
تمام تلاشگران که شبهات را ایجاد می‌کنند، نمی‌خواهند جواب بگیرند، چون آن‌ها از ابتدا می‌دانند باطل هستند، فقط می‌خواهند جریان اباحه‌گری، مردم را به آموزه‌های دین بی‌تفاوت کنند.
آن‌ها برایشان این مهم است که در هر دوره‌ای که تلاش می‌کنند، یک عده‌ای را صید کنند.

راحت‌ترین طریقه برای آنان این است و مردم ما فرصت طلایی را دست دشمن می‌دهند، فرصت طلایی جهل جامعه است.
پیامبر اکرم فرمودند: علی جان به زودی فتنه‌ای اتفاق می‌افتد که در این فتنه مردم باید به قرآن پناه ببرند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حجةالاسلام و المسلمین علوی تهرانی

موعود

همچنین ببینید

تمدن بشری

تمدن بشری،نیاز او در هر عصر

در تمدن بشری بشر، از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، آثار مختلفی به وجود آورده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.