ملاحم و فتن

کاش تو را شناخته بودم

در عرفات نشسته بوديم. دوستم گفت: «آن جوان را ببين چه‌قدر چهره‌اش آشناست؛ هر چه فكر مي‌كنم نمي‌دانم او را كجا ديده‌ام.» به جايي كه اشاره ...

بیشتر بخوانید »