تا این لحظه هیچ گروه و جناحی اعم از لبنانی، منطقه ای یا بین المللی نگفته است این انفجار هولناک که ویرانی گسترده ای در بیروت به بار آورده است، نتیجه حمله موشکی یا نفوذ پهپاد بوده است. در حالی که حتی آمریکا هم چنین موضوعی را بطور جدی مطرح نکرده و نگفته است که انبار ۱۲ در بندر بیروت حاوی نوع خاصی از سلاح بوده و این سلاح متعلق به حزب الله بوده است، با این حال برخی نوابغ شروع به نظریه پردازی های عجیبی با همین مضامین کردهاند!
بندر بیروت، بندر اقتصادی بزرگی است که هزاران لبنانی از اقشار و گروه های مختلف در آنجا مشغول به کار و فعالیت هستند. به عبارت واضح تر کسانی که در این بندر مشغول کارند ممکن است به هر حزب و گروهی وابسته باشند؛ طبعا حزب الله هم یکی از همین احزاب است. همین حقیقت در مورد حوادث دو روز پیش بیروت هم مصداق دارد و از هر قشر و گروه و حزبی ممکن است در میان قربانیان این حوادث بوده باشد. نمی توان ساده و سطحی از کنار این موضوع گذشت.
صحنه ای که لبنانی ها بی درنگ و فارغ از هر گونه وابستگی، به کمک قربانیان و مجروحان حادثه میشتابند، قابل تأمل است. این حرکت در مقابله با خطری که به مراتب بزرگ تر از انفجار ۲۷۰۰ تن “نیترات آمونیوم” است، یعنی خطر فتنه، از اهمیت شایانی برخوردار است.
روشن است که نمی توان انتظار داشت ۵ میلیون لبنانی، همگی وطن پرست باشند. به همین دلیل است که میبینیم برخی بلافاصله انگشت اتهام را به سوی حزب الله گرفته و آن را مسئول این فاجعه می دانند و ادعا میکنند که این حزب انبار اسلحه در بندر بیروت داشته است. همچنین دیدیم که چگونه برخی خواستار مداخله خارجی در تحقیقات درباره این حادثه شدهاند. آن سوی همه این تحرکات، مجموعه رسانه های وابسته به برخی کشورهای عربی و غیر عربی قرار دارند که نمی توانند حتی یک روز را هم بدون فتنه انگیزی و تفرقه افکنی سپری کنند.
“باروخ اسپینوزا”، فیلسوف هلندی میگوید: اختلاف، محصول حقیقت دوستی نیست بلکه نتیجه علاقه افراطی به قدرت طلبی است.
کسی که برای فتنه انگیزی تلاش میکند نمی تواند، مدعی صلح باشد. برخی به خوبی می دانند که جامعه لبنان و بافت سیاسی و اجتماعی آن، فضای مناسبی را برای طرح فتنه های فرقه ای و مذهبی ایجاد میکند. به همین دلیل است که شاهد خلق صحنه هایی عاری از اخلاق انسانی توسط برخی رسانه ها هستیم. عده ای با استفاده از برنامه های تلوزیونی و فضای مجازی به دنبال فتنه هستند. برخی شبکه های تلوزیونی سعی کردهاند این حوادث را در لایه ای از نژادپرستی و کینه توزی پوشش دهند. آنها بلافاصله به دنبال این موضوع افتادهاند که قربانیان این حادثه شیعه بودهاند یا سنی یا مسیحی.
لبنانی ها حدود ۱۵ سال با این فتنه ها دست به گریبان بودهاند. سال ها مردم بسیاری کشته شدند تا در نهایت به این حقیقت رسیدند که همه یک راه در پیش دارند و همه باید همان یک راه را دنبال کنند. کشورهای عربی استفاده های فراوانی از جنگ داخلی لبنان کردند. آنها تا توانستند اسلحه به گروه های درگیر فروختند تا این کشور را نابود کنند؛ پس از جنگ هم آن را در بدهی های بانکی فرو بردند. غافل از اینکه هرگز نمی توانند با فتنه و خشونت و جنایت به اهداف خود در این کشور برسند.
برخی با وقوع حادثه، شاد و سرمست گمان کردند که می توانند طرح نیمه کاره فتنه های خود را در این کشور دنبال کنند مخصوصا که حادثه با دادگاه ویژه رفیق حریری همزمان شد. اما ساعتی نگذشت که فهمیدند هیچ امیدی به تخلیه عقده های روانی و سیاسی و مذهبی خود علیه حزب الله ندارند.
اما این کافی نیست. باید برای خنثی کردن فتنه کاری کرد:
باید دولت لبنان نتایج تحقیقات را با شفافیت و وضوح کامل اعلام و هر کسی را که در این حادثه نقشی داشته محاکمه کند.
باید به ارتش، اختیارات کافی برای مقابله با هر گونه اقدام ضد امنیتی داده شود.
باید از رسانه های داخلی و عربی و خارجی بخواهند که صرفا کار اطلاع رسانی خود را انجام داده و حادثه را به دور از هر گونه تحلیل و توجیه های فتنه انگیزانه، پوشش دهند.
باید دستور بازداشت و توقیف هر کسی که قصد فتنه انگیزی و تحریک دارد صادر شود.
کسانی هستند که در کمین لبنان نشسته و نقشه هایی را در سر دارند که ملت لبنان ۴۵ سال با آن درگیر بوده و نزدیک به یک و نیم دهه آن را تجربه کردهاند. باید جلوی این نقشه ها گرفته شود. اگر لبنانی ها هوشیار و صبور باشند و وحدت خود را حفظ کنند می توانند این فتنه را خنثی کنند.
حسین الموسوی