ائتلاف خونین صلیبی، سلفی و صهیونی. چرا این سه را در کنار هم قرار دادم؟ پر واضح است که سلفیگری و سلفیون بهعبارتی در شرایط کنونی و در جغرافیای در واقع سیاسی امروز جز عملههای جریان صلیبی و صهیونی نیستند. بهعبارتی هم انرژی و امکان میدهند و هم تبعیت میکنند و هم اینکه سر همراهی بسیار بزرگ با این حوزه شرقی فرهنگی اصیل ندارند. اما صلیبیها و صهیونیستها. صلیبیون امروز در واقع تابع مسیحیت اصیل بهمعنی حقیقی کلمه، یعنی دین توحیدی، نیستند؛ بلکه جریانی هستند که متأثر از صهیونیستها در واقع یک رویکرد دنیوی تمامیتخواهی را دنبال میکنند. صهیونیستها تکلیفشان معلوم است. در واقع بیش از ۷۰ سال است که در این سرزمین، در واقع غرب آسیا، مبتلای صهیونیستها هستیم. صهیونیستها تلاش کردند که با نفوذ در الهیات مسیحی، نوعی همراهی را جذب کنند برای ایدههایی که خودشان دنبال میکنند. دو جریان یهودیت صهیونیستی داریم و مسیحیت صهیونیستی.
مسیحیت صهیونیستی جریانی است که با رویکرد صهیونیستی تمایل ویژه به قدس دارد و برای یک رویارویی که از آن بهعنوان جنگ آرماگدون یاد میکنیم، زمینهسازی میکند. مسیحیان صهیونیست عموماً در ایالات متحده آمریکا و انگلستان زندگی میکنند. در میان مسیحیان صهیونیست که مبلغان پرقدرتی آنها را حمایت میکنند، دو موضوع بسیار مهم وجود دارد: یک، توجه به آخرالزمان، اما نه آخرالزمان ادیان توحیدی. جریان مسیحیت پروتستانی و صهیونیستی ساکن ایالات متحده آمریکا به آیندهای نگاه میکنند که خودشان میخواهند در یک جنگ آخرالزمانی که از آن بهعنوان جنگ آرماگدون یاد میکنند، رقم بزنند. آرماگدون یک صحرای بزرگ در منطقه حیفا در فلسطین اشغالی است. آنها ایده خودشان را بر این فرض استوار ساختهاند که در آخرالزمان یک رویارویی میان دو گروه خیر و شر اتفاق میافتد یا باید اتفاق بیفتد. نیروهای خیر را خودشان و اسرائیلیان قرار میدهند و نیروهای شر را مسلمانان، ایرانیها و اعراب تعریف میکنند؛ در جنگ دستساز آخرالزمانی آرماگدون. میگویند که باید این جنگ آخرالزمانی اتفاق بیفتد و در اثر این جنگ بزرگ اتمی، نیروهای شر نابود بشوند و در میانه این واقعه هولناک، مسیح خودشان را نازل کنند، به عرصه بگذارند.
اما کجا این اتفاقات باید بیفتد؟ فلسطین اشغالی. در کجای فلسطین؟ معبد. معبد کجاست؟ مسجدالاقصی. پس مسجدالاقصی باید تخریب بشود، معبد ساخته بشود، گوساله سرخمویی را قربانی کنند، اسرائیلیان را از این مسیر تطهیر کنند و بعد از تطهیر آن، در واقع منتظر باشند که مسیح بیاید و بعد حکومت هزارساله یهودی را بهعبارتی ایجاد کنند. لذا رویکرد مسیحیان صهیونیست، رویکرد به یک جنگ آخرالزمانی است در مرکزیت فلسطین اشغالی برای حکومت هزارساله صهیونی با مسیح دجالی که جعل میکنند. در کجا با یهودیت صهیونیستی شریک میشوند؟ در سرزمین فلسطین شریک میشوند، در جنگ با مسلمانان شریک میشوند، در تخریب مسجدالاقصی و تأسیس معبد شریک میشوند. اتحاد صلیبی و صهیونی، اتحاد نامیمونی است علیه ادیان و علیه مهدویت و موعودگرایی اصیلی که ادیان خاص و خالص ابراهیمی بهدنبال آن بودند.
لذا ما بر اساس آنچه اینها، خودِ کابالیستها، تعریف میکنند، زمان فعلی را زمان مناسبی برای واقعه آرماگدون میدانند؛ بهعبارتی آخرالزمان دستساز قبل از ظهور منجی موعود حقیقی. بهعبارتی میخواهم عرض کنم که در این زمانهایکه ما با جنگ روبهرو هستیم، اینان گمان دارند که آخرین فرصت است. اگر قبل از آنکه موعود منجی ظهور کند، نتوانند دولت جهانی یهودیت صهیونیستی را در بیتالمقدس به اجرا در بیاورند، این فرصت را برای همیشه از دست خواهند داد. لذا از هر وسیلهای برای محقق کردن این پروژه شیطانی استفاده میکنند.