حوادث و رخدادها
سوگ خدایگان

در خون نظاره کردم، تفریقِ جسم و جان را
طاقت نخواهم آورد این سوگِ ناگهان را
جان چاک و لخت لخت است، عالم کبود رخت است
حقا که داغ سخت است، آن آتشین بیان را
از هند تا به حِلّه، اندوه بسته کِلّه
عالم گرفته چلّه، سوگ خدایگان را
در آتش است ایران، از ناله ی یتیمان
بدرود کرده گریان، آقای مهربان را
حیف آن عزیزِ نستوه، حیف آن گران تر از کوه
اندوه پشتِ اندوه، آن داغ جاودان را
آتش گرفته جان ها، می سوزد استخوان ها
ای خاک بر دهان ها، ما خیالِ سوگخوان را
ای رهبر مُعظَّم، ای مُرشدِ مُسَلَّم
داغت نهاده مَرهَم، زخم ستمگران را
در مقدم تو جانان، ای همدم شهیدان
گل ریختند آنان ، پهنای آسمان را
غلامرضا کافی
10 اسفند ۱۴۰۴