منطقهٔ بزرگ شرق اسلامی در میان سه مسجد بزرگ واقع شده که از نظر تاریخی دارای طولانیترین عمر در عرصهٔ زمیناند؛ یعنی از زمان خلقت آدم (علیهالسلام) میتوان رد آنها را گرفت و به جلو آمد: مسجدالحرام، مسجدالاقصی و مسجد کوفه.
در میانهٔ این مثلث بزرگ، ما سرزمینی را مشاهده میکنیم که از آن به عنوان سرزمین نشانشده یاد میشود؛ سرزمین مقدسشده. توسط چه کسی؟ مقدسسازی اساساً کار خداوند متعال است؛ نه اینکه انسانها تصمیم بگیرند شخصی یا سرزمینی را تطهیر یا تقدیس کنند.
این سه مسجد، تقدیسشده هستند و سرزمینی که میان این منطقه و در حاشیهٔ آن واقع شده است. چطور؟ انبیای عظام الهی همه اینجا مبعوث شدهاند، کتب آسمانی اینجا نازل شدهاند و حوزهٔ فرهنگی و تمدنیِ دینمحور و معناگرا در این منطقه به وجود آمده است. بعدها ما در این منطقه تمدن بزرگ اسلامی را با همهٔ مشخصاتش داریم.
در این مثلث مقدس، رویکرد ویژهای به گذشته میبینید، رویکرد ویژهای به آینده. شاخص این دو مورد است. رویکرد به گذشته هم در حوزهٔ تمدنی و هویتی است و هم ساکنان این منطقه به سابقهٔ تاریخی و گذشته نگاه میکنند؛ یعنی به گذشتههای باشکوه خودشان نگاه میکنند که میراث فرهنگیاش امروز موجود است.
دو، به فردا نگاه میکنند؛ یعنی ساکنان این حوزه تاریخ دارند، فردا هم دارند؛ فردایی که وعده داده شده است.
با ظهور منجی موعود در همین سرزمین، دولت جهانی کریمهٔ موعود مقدس شکل میگیرد. یعنی میان ساکنان این سرزمین، انتظار معنا دارد، جهاد برای دستیابی به آن آیندهٔ مطلوب معنا دارد، زندگی برای آن فردا معنا دارد. به عبارتی، با داشتن آرمان پیشین و داشتن ایدهای برای فردا، جمعیتی را میبینیم که معناگرا و مستعد برخاستنِ یک حوزهٔ فرهنگی و تمدنیِ دینی است؛
در عصری که جهان مبتلای حوزهٔ فرهنگی و تمدنیِ مدرن است که از نظر اخلاق، مبتلای بداخلاقی است، در حوزهٔ فرهنگی مبتلای سکولاریسم و دنیویگری است،
در مناسبات اجتماعی و سیاسی مبتلای لیبرالیسم است و مبتلای اصالتدادن به سود و اقتصاد است. به عبارتی، حوزهٔ فرهنگی و تمدنی به آسمان ادبار کرده و به زمین اقبال نموده است؛
در حالی که حوزهٔ فرهنگی و تمدنی مسلمانان که در این مثلث زندگی میکنند، اقبال به آسمان دارند و ادبار به زمین. در نتیجه، ما استعداد رویارویی را میبینیم.
در حالی که در همین سرزمین، قدس وجود دارد، بیتالمقدس وجود دارد که از گذشتههای دور مرکز چالش بوده است. در گذشتههای دور، خشایارشا به آن منطقه لشکرکشی کرده است.
در زمان پیامبر اکرم (ص)، منطقهٔ جنگ تبوک و موته بوده است. در جنگهای صلیبی، مرکز اصلی جدال میان مسیحیت و مسلمانان بوده و امروز نیز ۷۰ سال است که مسلمانان در چالش بزرگی در برابر جریان صلیبی-صهیونی هستند که بنا ندارند مسلمانان در آن منطقه حضور پیدا کنند؛
چون وعده داده شده که در همین منطقهٔ قدس و فلسطین است که ما آخرین چالش را با غرب ضددین و غرب سکولار رویارو خواهیم بود؛ در جدال بزرگی که با برچیدهشدن طومار یهود، تأسیس دولت کریمه را خواهیم داشت. بنابراین، برای آنکه این موقعیت از دست مشرقزمینیانِ مسلمان خارج شود و امکان سلطه بر آن منطقه را به دست نیاورند، وارد یک جنگ بزرگ شدهاند.
چرا در این جنگ وارد شدهاند؟ اتحاد صلیبی و صهیونی به این نتیجه رسیده است که زمان، زمانِ آن است که با ویرانکردن مسجدالاقصی، امکان تأسیس دولت مسیحی دجال را به وجود بیاورد. به عبارتی، آنان گویا حسب محاسبات خودشان به این نکته رسیدهاند که ما با یک جنگ آخرالزمانی روبهرو هستیم. این رویارویی سابقهٔ درازی دارد.
از گذشتههای دور، صهیونیستها بر آن بودند که حسب آموزههای التقاطیِ محرف، با تخریب مسجدالاقصی بتوانند معبدی را تأسیس کنند. کدام معبد؟
از گذشتههای دور، یهودیان معبدی در اورشلیم داشتند که در چند نقطهٔ عطف مهم ویران شده و در اثر ظلم و فساد و کفرورزی و فسق، اینان دیگر اجازه نداشتند متجمع شوند و دولت تأسیس کنند؛ اجازه نداشتند معبد خودشان را بازسازی کنند. در دوران جدید، بعد از جنگ جهانی دوم، مجال یافتند دولتی تأسیس کنند. این دولت مورد تأیید علمای عالیمقام یهودی هم نبود؛ چون یک حرکت کاملاً صهیونیستی بود.
دولت را تأسیس کردند. بر اساس مفروضات محرف و به اتکای برخی از آیات تحریفشدهٔ تورات، بر آن شدند که معبد ویرانشدهٔ گذشته را بازسازی کنند، در آن معبد قربانی انجام دهند و در اثر آن قربانی، خودشان را تطهیر کنند و به زعم خودشان، زمینه را برای نزول اجلال مسیح فراهم کنند؛ آخرالزمان جعلیِ صلیبی-صهیونی که با رویکرد تمامیتخواهی اتفاق میافتد.
گویا حسب محاسباتشان، زمان، زمانهای است که باید مسجدالاقصی ویران شود و معبد ساخته شود. طی این واقعهٔ دستساز و در میانهٔ این واقعهٔ جنگ تحمیلی بر کشور اسلامی ایران، میروند تا استعداد لازم را برای ویرانکردن مسجدالاقصی و تأسیس معبد کذایی جذب کنند.
پس سالهای قبل به دنبال این بودند که معبد را بسازند، اسرائیل بزرگ را تأسیس کنند، دولت جهانی بنیاسرائیلی را به وجود بیاورند و بزرگترین مانع بر سر راه تأسیس دولت جهانی بنیاسرائیلی در جهان امروز، فقط ایران است؛ ایران اسلامی که به مهدویتِ خاص و به ماجرای آخرالزمان توجه ویژه دارد. لذا دلیلی برای این جنگ نیست، اِلا تلاش مذبوحانهٔ صلیبی-صهیونی برای تأسیس دولت جهانی با مرکزیت قدس در آخرین فرصتها.