روایتی ناگفته از نقش یهودیان در تاریخ اسلام؛ از مسمومیت هاشم تا نسلکشی در کربلا
«از مسمومیتِ جدِّ چهارمِ پیامبر (ص) در غزه، تا ترورِ پدرش در یثرب، و در نهایت طراحیِ یک فهرستِ ۱۸ نفره برای نسلکشیِ اهلبیت (ع) در کربلا؛ این، بخشی از روایتی است که سید عبدالله حسینی مدیر مرکز اسلامی آفریقا، آن را نه یک دشمنیِ مقطعی، بلکه یک “جنگِ نسلیِ ۲۰۰ ساله” از سوی یهودیان علیه اسلام توصیف کرده است. وی با استناد به اسناد تاریخی و حتی منابعی مانند صحیح بخاری، مدعی شد که قاتلِ اصلیِ امام حسین (علیه السلام)، یزیدِ مُرده نبود، بلکه “سیستمِ زندهی یهود” است که امروز نیز در پشتِ پردهی تحرکاتِ اسرائیل قرار دارد.»
به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج)، سید عبدالله حسینی مدیر مرکز اسلامی آفریقا در یکصد و هشتاد و سومین نشست از سلسله نشست های ماهانه فرهنگ مهدوی با موضوع «حقیقت یا افسانه، نقش یهود در واقعه خونین کربلا» با بازخوانی تاریخ از دریچهی یک نبردِ نسلی اولاد بنی اسرائیل با بنی اسماعیل با ارائهی مستنداتی از کتب تاریخی و روایی، روایتی جدید و تأملبرانگیز از نسبتِ یهودیان در مواجهه با اسلام و اهلبیت (ع) ترسیم کرد. وی با تأکید بر اینکه «دشمنی با خاندان رسالت، یک پروژهی استراتژیک و صدها ساله بوده که هنوز هم ادامه دارد».
یهود ماهرانه آثار جرایم متعدد خود را در طول تاریخ پنهان نگه داشته اند/ همیشه پای یک زن در میان است

سید عبدالله حسینی در مدخل این بحث ضمن اشاره به روایت سازی و جعل روایت یهودیان با هدف تحریف واقعیت بیان کرد: یهودیان با مهارت بسیار توانسته اند، دست سیاه خود در قتل های زنجیره ای انبیاء، اوصیا و اولیا الهی پنهان نگاه داشته اند. در تاریخ بشر یک سری از قتل ها بوده است که قاتلان اصلی توانسته اند با مهارت زیادی نقش خود را پنهان کنند.
اولاد اسرائیل فقط در یک صبحگاه ۷۰ پیامبر را سر بریده اند. آنچه در روایات جعلی یهود عنصر روایی ثابت است، حضور یک زن است که همیشه نقش آفرین و تعیین کننده است، در ماجرای حضرت یحیی یک زن سر یحیی نبی را می خواست، در ماجرای نبی اکرم نیز این شبهه را وارد می کنند که حضرتش قصد تجدید فراش می کنند و زنان دسیسه می کنند و حضرت را از میان بر می دارند، قصه قطام و ابن ملجم، آنچنان ابن ملجم مشتاق به قطام بود که به عشق او حضرت امام علی علیه السلام را به شهادت می رساند، همین طور درباره حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، جعده و دروغ مطلاق بودن امام را برجسته می کنند.
حتی در ماجرای امام حسین علیه السلام این خدعه مطرح می شود که عرینب شخصیتی است یزید او را اراده کرده است و امام مداخله می کند و عرینب را به همسرش باز می گرداند و موجب حسادت یزید می شود و در نهایت منجر به قتال امام می شود. در مسئله عاشورا، شخصیتی به نام شمر که نامی عبری دارد، در کوفه طیلسان می پوشیده است، اما این گونه معرفی می کنند که او حافظ قرآن بوده است، نماز شب خوان بوده است اما در نهایت سر از امام حسین علیه السلام می برد. این که چگونه یک مسلمان می تواند سر از امام مسلمانان ببرد؟ پس شمر ماموریت داشته است.

پنج خصلتِ بنیاسرائیل؛ از نقضِ میثاق تا فسادِ اقتصادی
مدیر مرکز اسلامی آفریقا با اشاره بازنمایی یهودیان در آیاتِ قرآن، به پنج ویژگیِ تکرارشونده در مورد بنیاسرائیل اشاره کرد و گفت: « یهودیان از منظر قرآن به نقض میثاق، فساد اقتصادی، جنگافروزی، تسلط بر علوم غریبه، و طراحیِ کشتارهای برنامهریزیشده شهره اند. قرآن کریم در بیش از ده مورد، از نقضِ میثاق توسط این قوم سخن گفته و حتی دستور داده که در صورتی که ناچار به عقد قرارداد با یهودیان شدید از آنها «میثاق غلیظ» بگیرید؛ یعنی روی تک تک کلمات دقت کنید، چون آنها با یک کلمهی دوپهلو، کل قرارداد را نقض میکنند.» وی افزود که این خصلت، تنها مختصِ گذشته نیست و امروز نیز در مذاکراتِ سیاسی قابل مشاهده است.
دومین ویژگی، تسلط بر جواهرات، طلا و اقتصاد بود. به گفتهی وی، یهودیان در صدر اسلام، بانکداران و رباخوارانِ اصلیِ شبهجزیره بودند و هر کس به پول نیاز داشت، باید به نزد آنها میرفت. وی با ذکر مثال از آلمانِ دورانِ هیتلر، به فسادِ اقتصادیِ گستردهای اشاره کرد که در پی ورود یهودیان به آن کشور رخ داد: «کابارهها، کازینوها، صنعت پورنوگرافی و فحشا، همه توسط یهودیان اداره میشد و وقتی فردی وام میگرفت و نمیتوانست بازپرداخت کند، از دخترش بهعنوان فاحشه استفاده میکردند.»
وی با استناد به تاریخِ اخراجِ یهودیان از ۱۷۹ کشور، از جمله بریتانیا در سال ۱۷۰۰ میلادی، این رفتارها را یک «خصلتِ ذاتی» دانست و افزود: «این پنج خصوصیت در خون آنهاست: نقض میثاق، فساد اقتصادی، جنگافروزی، علوم غریبه و ترور و کشتارِ برنامهریزیشده».
علوم غریبه و شناساییِ پیامبرِ موعود؛ از آگاهی به مغیبات تا همکاری متقابل با نیروهای ماورایی
سید عبدالله حسینی در ادامه، به تواناییِ یهودیان در علوم غریبه، جفر، سحر و مکانیابی اشاره کرد و گفت: «اینها از زمان حضرت موسی (ع) به این علوم مسلط بودند و با استفاده از آن، محلّ تولد، نسل و نشانههای پیامبرِ آخرالزمان (ص) را با دقّتِ تمام شناسایی کرده بودند.» و این توانایی، هنوز هم در میان یهودیان و حتی در سازمانهایی مانند سیا، بهعنوان یک دانشِ عملیاتی استفاده میشود.
وی با اشاره به آیهی شریفه «یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ» (بقره، ۱۴۶)، تأکید کرد: «همانطور که شما وزن، قد، سن، رفتوآمد و تمام خصوصیات فرزندتان را میدانید، یهودیان نیز پیامبر (ص) را با تمام جزئیات میشناختند؛ از نسلهای قبل تا زمانِ دقیقِ تولد و محلِّ حکومتش.» این آگاهیِ کامل، زمینهسازِ اولین اقداماتِ عملی آنها برای جلوگیری از بعثت شد.

عملیاتِ پیشدستانه در جلوگیر از بعثت پیامبر رحمت؛ مسمومیتِ هاشم در غزه
بهگفتهی این پژوهشگر، یهودیان با علم به اینکه نطفهی پیامبر (ص) از نسلِ «هاشم» (جدّ چهارمِ پیامبر) منتقل خواهد شد، بهصورتِ هدفمند، او را در سفرِ تجاریاش به شام، در منطقهی غزه شناسایی و با مسمومیت به شهادت رساندند. وی افزود: «غزه را از آن جهت «غزة هاشم» مینامند که قبرِ هاشم در آنجاست و متأسفانه امروز نیز توسط رژیم صهیونیستی تخریب شده است.»
اما داستان به همین جا ختم نشد. هاشم پیش از مرگ، با آگاهی از خطر، به همسرش «سلمی» که در مدینه (یثرب) ساکن بود، وصیت کرد که: «این بچهی درونِ شکمِ تو، سرنوشتِ جهان را تغییر خواهد داد؛ از او بهشدت محافظت کن و زمانی که خاندانِ مکه آمدند، او را بیچونوچرا به آنها تحویل بده.» این وصیتنامه، نشاندهندهی آگاهیِ کاملِ هاشم از توطئهی دشمن بود.
پس از تولدِ فرزندِ هاشم (که نامش را «شیبه» نهادند)، یهودیان بارها برای ترور او اقدام کردند، اما عبدالمطلب (جدِّ پیامبر) با تدبیر و تغییرِ نامِ فرزند به «عبدالمطلب»، او را از گزند پنهان کرد. خودِ عبدالمطلب نیز در مسیرِ بازگشت به مکه، موردِ حملهی یهودیان قرار گرفت، اما با شجاعتِ تمام، جانِ خود و فرزندش را نجات داد.

شناسایی و ترورِ عبدالله (پدر پیامبر) در یثرب
مدیر مرکز اسلامی آفریقا در ادامه نشست، به نسلِ بعدی یعنی عبدالله (پدر پیامبر) اشاره کرد و گفت: «عبدالله جوانی خوشسیما و شجاع بود که یهودیان با فرستادنِ دخترانی زیبا در مسیرِ او، تلاش میکردند او را به ازدواج با یک یهودی وادارند تا نطفهی پیامبر از راهِ مادرِ یهودی منتقل نشود.» اما عبدالله، هوشیارانه، از این دامها گریخت و با آمنه ازدواج کرد.
با این حال، یهودیان دستبردار نبودند. چندی پس از این ازدواج، عبدالله برای تجارت به شام رفت و در مسیرِ بازگشت، در منطقهی یثرب (مدینه) توسط یهودیان شناسایی و به قتل رسید. قبرِ عبدالله، امروز در میانِ محلههای یهودینشینِ مدینه قرار دارد و این نشانهای است بر اینکه او در یک عملیاتِ هدفمند به شهادت رسیده است. حسینی با تأکید گفت: «هیچ کس بیدلیل از مکه به یثرب نمیرود و در آنجا دفن نمیشود؛ این نشانهی شهادت است.»
محافظت از پیامبر (ص) در کودکی؛ از شقالصدر تا تدابیرِ ابوطالب
حسینی یادآور شد: با تولدِ پیامبر (ص)، یهودیان که از شکستِ خود در جلوگیری از تولدِ ایشان مأیوس شده بودند، مستقیماً واردِ فازِ ترورِ فیزیکی شدند. اولین اقدامِ مهم، ماجرای «شقالصدر» (شکافتنِ سینه) در پنجسالگیِ پیامبر بود. حسینی با ردِّ روایتِ رایج که این واقعه را به فرشتگان نسبت میدهد، گفت: «این یک عملیاتِ ترور توسط پنج یهودی بود که قفسهی سینهی پیامبر را شکافتند و او را بهحالِ نیمهجان رها کردند. پسرِ حلیمه، دواندوان نزد مادرش رفت و فریاد زد که محمد را کشتند!» خوشبختانه، با لطفِ الهی، پیامبر نجات یافت و حلیمه بهسرعت موضوع را به عبدالمطلب رساند. از آن پس، ابوطالب سرپرستیِ پیامبر را به عهده گرفت و با تدابیری بینظیر، از جانِ او محافظت کرد؛ از جمله:
· تستِ غذا و آب پیش از آنکه پیامبر مصرف کند تا از مسمومیت جلوگیری شود.
· خواباندنِ پنج تا شش کودکِ همسن در کنار پیامبر تا مهاجمان نتوانند او را تشخیص دهند.
· بازرسیِ اماکن پیش از ورود پیامبر تا از وجودِ افرادِ مسلح جلوگیری شود.
· لغوِ سفرهای تجاریِ طولانی بهخاطر حفظِ جانِ حضرت، بهگونهای که ابوطالب (که تاجری بزرگ بود) پنج سال، سفرِ شام را متوقف کرد.
در دوازدهسالگی، وقتی ابوطالب به همراهِ پیامبر (ص) به سفرِ شام رفت، در منطقهی «بصری» با راهبِ مسیحیِ مشهور یعنی بحیرا روبرو شد. بحیرا با دیدنِ نشانههای نبوت در چهرهی حضرت، بلافاصله به ابوطالب هشدار داد: «آیا میدانی داری چه میکنی؟ این، همان پیامبرِ موعود است. من از مکرِ یهود در موردِ او میترسم. او را فوراً بازگردان.» ابوطالب نیز بدونِ معطلی، سفر را نیمهکاره رها کرد و پیامبر را بازگرداند. اسنادِ تاریخی گواهی میدهند که هفت روز بعد، گروهی از یهودیان در همان محل، به جستوجویِ آن نوجوان پرداختند.

۲۳ سال جنگِ نیابتی و مسمومیتِ پیامبر در مدینه
پس از بعثت، یهودیان استراتژیِ خود را تغییر دادند و بهجایِ ترورِ مستقیم، تمامِ جنگهای ۲۳ ساله را با حمایتِ مالی و تسلیحاتیِ خود تغذیه کردند. گوینده تأکید کرد: «تمام جنگها، از بدر و احد گرفته تا احزاب، خیبر و تبوک، مستقیم یا غیرمستقیم توسط یهودیان تامین مالی شدند. آنها به ابوسفیان و مشرکان میگفتند: پول و اسلحه با ماست، شما فقط نیرو بیاورید.»
اما بزرگترین عملیات، مسمومیتِ پیامبر (ص) در واپسین روزهایِ حیاتِ ایشان بود. حسینی با اشاره به روایتی از صحیحترین منابعِ اهلسنت (صحیح بخاری) گفت: «پیامبر در بسترِ بیماری، متوجه شد که به او سمّ خوراندهاند. او ابا کرد، اما بهزور به او خوراندند و ایشان بهشهادت رسید. داستانِ معروفِ مسمومیت توسط زنِ یهودی در خیبر، یک روایتِ ساختگی است؛ چون چهار سال از آن واقعه گذشته بود. اصلِ ماجرا این است که در داخلِ خانهی پیامبر، جاسوسانی تعبیه شده بودند که از سویِ یهودیان تربیت شده بودند و هنگامِ اقتضا، دست به کار شدند.» وی با اشاره به سنِ ۶۳ سالگیِ پیامبر در مقایسه با عمرِ طولانیِ خاندانِ هاشم (ابوطالب ۱۲۰ سال، عبدالمطلب بیش از ۱۰۰ سال)، این را دلیلِ قاطعی بر شهادتِ ایشان دانست.
از ترورِ امام علی (ع) تا طراحیِ نسلکشی در کربلا
سید عبدالله حسینتی با اشاره به صف آرایی تمام عیار یهود علیه امامت اظهار داشت: پس از رحلتِ پیامبر (ص)، یهودیان با تمرکز بر حذفِ کاملِ امامت، دو عملیاتِ مهم را طراحی کردند:
۱. ترورِ امام علی (ع) توسط عبدالرحمن بن ملجم که بهگفتهی گوینده، «یهودیتبار» بود و مأموریت خود را از مصر و با حمایتِ «عمروعاص» دریافت کرده بود. او در خانهی «اشعث کندی» که خود یهودی بود، ۲۰ روز مخفی شد و پس از اجرایِ ترور، امام علی (ع) با آخرین جملهی خود فرمود: «پسرِ زنِ یهودی را بگیرید.» (چون در یهودیت، نَسَب از مادر است).
۲. مسمومیتِ امام حسن (ع) که در آن، دخترِ اشعث (جُعده) نقشِ اصلی را ایفا کرد.
اما بزرگترین و تلخترین عملیات، طراحیِ نسلکشیِ کربلا بود. گوینده با اشاره به اینکه یزید بن معاویه، پس از مرگِ پدرش، بلافاصله از امام حسین (ع) بیعت خواست، این اقدام را نه یک تصمیمِ آنی، بلکه بخشی از یک طرحِ ازپیشتدوینشدهی یهودیان دانست. او گفت: «یهودیان به معاویه گفته بودند که این طرح را برای پسرت یزید بگذار. معاویه نیز که سیاستمداری باتجربه بود، آن را بهعنوانِ میراثی برای یزید به جا گذاشت.» پس از مرگِ معاویه، یزید با مشورتِ یهودیان، سه پیشنهاد را عملی کرد:
· فرستادنِ عبیدالله بن زیاد (که گوینده او را «حرامزادهای» با تبارِ مشکوک خواند) به کوفه.
· جلوگیری از ورودِ امام حسین (ع) به کوفه.
· اعزامِ یک تیمِ ویژه برای نسلکشیِ اهلبیت.
تهیه فهرستِ ۱۸ نفره و نقشِ محوریِ حضرت علیاصغر (ع) در تداوم امامت
سید عبدالله حسینی با اشاره به مستندات تاریخی، گفت که یهودیان، پیش از حرکتِ امام حسین (ع) از مدینه، با جاسوسیِ دقیق، فهرستی از تمامِ مردانِ خاندانِ اهلبیت (ع) تهیه کرده بودند. این فهرست، ۱۸ نفر را شامل میشد و هدف، نابودیِ کاملِ نسلِ ذکورِ امامت بود تا دیگر هیچ مدعیِّ خلافتی باقی نماند. اما نکتهی کلیدی این بود که در زمانِ خروج از مدینه، امام حسین (ع) دو پسرِ خردسال داشت که یک نفر از آنها (علیاصغر) هنوز در فهرستِ جاسوسان ثبت نشده بود؛ چراکه در بینراه (مکه تا کربلا) متولّد شده بود.
در روز عاشورا، از میان ۱۸ نفر، ۱۶ نفر بهشهادت رسیدند. تنها دو نفر باقی مانده بودند: امام زینالعابدین (ع) که بهعنوان «غلام» شناخته میشد و شناسایی نشده بود، و علیاصغر (ع) که نوزاد بود و در فهرست نبود. پس از شهادتِ علیاکبر و سایرِ فرزندان، نوبت به علیاصغر رسید. حضرت، او را قنداقِ خونآلود به میدان برد و فرمود: «اگر به من رحم نمیکنید، به این کودکِ بیگناه رحم کنید.» اما تیرِ حرمله، گلویِ او را نشانه رفت و علیاصغر نیز بهشهادت رسید. این دقیقاً همان نقطهای بود که یزید گمان کرد کار تمام است و دیگر هیچ مردِ هاشمی باقی نمانده است. اما در مجلسِ یزید، وقتی امام سجاد (ع) خود را معرفی کرد و گفت «من، علیابنالحسین هستم»، یزید با شوکِ بزرگی روبرو شد و گفت: «مگر قرار نبود همهی فرزندانِ حسین کشته شوند؟! این چه کسی است؟!» این سؤال، گواهِ روشنی بر وجودِ یک فهرستِ نسلکشی و یک طرحِ ازپیشتعیینشده است.
ادامهی انتقام و ظهورِ موعود
سید عبدالله حسینی در پایان، با طرحِ یک پرسشِ اساسی، به تحلیلِ امروزیِ این روایت پرداخت: «اگر امام حسین (ع) از یزید و شمر انتقام گرفته است، چرا ما هنوز برای ایشان عزاداری میکنیم؟ چرا پرچمِ سیاهِ عزاداری همچنان برافراشته است؟» پاسخِ او این بود که قاتلِ اصلیِ امام حسین (ع)، شخصِ یزیدِ مُرده نبود، بلکه «سیستمِ یهود» و «محفلهای صهیونیستی» هستند که همانندِ امروز، در پشتِ پردهی جنگها و فسادها قرار دارند. «امام مهدی (عج) با شعار «یا لَثاراتِ الْحُسَیْن» قیام میکند، نه برای خونخواهی از یزیدِ مُرده، بلکه برای مبارزه با همان جریانِ زندهی فساد و استکبار که امروز به نام «اسرائیل» شناخته میشود.» بنابراین، عزاداری و روضهخوانیِ امروز باید بهعنوانِ آمادگی برای نبردِ با اسرائیل تلقی شود، نه صرفاً یک مراسمِ احساسیِ گذشتهنگر.
وی با اشاره به زیارتِ عاشورا که در آن، قاتلانِ امام حسین (ع) با «زبانِ عیسی و داوود» لعن شدهاند، تأکید کرد که بنیاسرائیل همانهایی هستند که میثاقِ خود را شکستند و امروز نیز همان نقش را در غزه و لبنان ایفا میکنند.
نتیجهگیری: از پگاه تاریخ تا صبح امروز؛ ضرورتِ بازنگری در نبردِ هویتی
حسینی با بیان اینکه «امروز، خامنهای بهجایِ حسین و ترامپ بهجایِ یزید نشسته است»، بر این باور است که جنگِ امروز نیز همان جنگِ هویتی و نسلیِ گذشته است و تا زمانی که هیئتهای مذهبی، اسرائیل را بهعنوانِ دشمنِ اصلیِ امام حسین (ع) نشناسند، عزاداریها بهنتیجهی نهایی خود نخواهند رسید.
وی در پایان، با نقلِ قولی از امام موسی صدر، گفت: «مجلس عزاداری که سرباز برای مبارزه با اسرائیل تربیت نکند، شمر هم در آن سینه می زند است.» و از هیئتهای مذهبی خواست تا با تبدیلِ اشک به تفکر و حرکت، نقشِ فعالی در زمینهسازیِ ظهور ایفا کنند.

