نقش مجامع مخفی شیطان پرستی در جنگ ایران
بررسی دلایل جنگ صلیبی، سلفی و صهیونی علیه ایران
صحنهٔ نبرد بزرگی آغاز شده و معلوم نیست تا چند روز دیگر ادامه پیدا کند. در صورت معین و آشکار، ما مواجه هستیم با جریان صلیبی، سلفی و صهیونی. ما با یک طیف از دشمنی روبهرو هستیم که حتی در مقاصد هم خیلی با هم مشترک نیستند. یکجاهایی با هم مشترکاند، یکجایی از هم جدا میشوند. گروه اول: یهودیت صهیونیستی با مرکزیت اسرائیل غاصب در هوای سرزمین فراخ نیل تا فرات. بخش بزرگی از خاورمیانه را شامل میشود. جریان دوم، جریان مسیحیان صهیونیستی هستند که در ایالات متحدهٔ آمریکا و انگلستان زندگی میکنند و مبلغان پرقدرتی که ما از آن به عنوان اوانجلیستها یاد میکنیم. اینها به دنبال سرزمین انجیلیاند. به دنبال آناند که همنوا با یهودیت صهیونیستی بتوانند نبرد آخرالزمانیِ مجعولی را راه بیندازند که در میانهٔ آن نبرد مجعول آخرالزمانی، به تعبیر خودشان، نیروهای شر نابود بشوند، نیروهای خیر که خودشان را تعریف میکنند به پیروزی برسند و در یک جنگ فراگیر اتمی آخرالزمانی که از آن به عنوان آرمگدون یاد میکنند، بتوانند در سرزمین اشغالی در فلسطین دولتی تشکیل بدهند، دولت بلندمدت، دولت هزارسالهای را با مرکزیت فلسطین و با رهبری مسیح دجالی که تعریف میکنند، تشکیل بدهند.
گروه سومی هم هستند، پنهان، پوشیده، که از آنها گفتگو نمیشود. آن هم سران مجامع مخفی هستند. کل جهان سیاست امروز، کل جریان اقتصادی جهان امروز و حتی حوزهٔ فرهنگی از مسیر جریانی که مشهور است به فراماسونری، اداره میشود. فراماسونری از منطقهای آغاز میشود تا فراماسونری جهانی که گردانندگان اصلی و برنامهریزان اصلی جهان مدرن غربی که اعمال قدرت بر جهان میکنند، فراماسونرها هستند. اما همین فراماسونرها در یکجایی، در یک مرکزیتی که از آن به عنوان ایلومیناتی یاد میشود، متجمع میشوند. ایلومیناتی برگزیدهای از فراماسونرهای پرقدرت جهانی هستند که دایرمدار اصلی قدرت در جهان امروزند، با مقصد ویژهای که دنبال میکنند. اینان در واقع مشهورند به ۱۳ خاندان تاجدار، ۱۳ خط خونین، ۱۳ جریانی که سلاطین مهم و بزرگ اروپایی را شامل میشوند، متجمع در مجمعی هستند متصل با خاندانهای مخوفی چون روچیلدها. سران ایلومیناتی عموماً در زمرهٔ شیطانپرستان هستند. ارتباطات پنهان با نیروهای ماوراءالطبیعهٔ غیرالهی، غیررحمانی دارند. آنان به حکومت جهانی میاندیشند.
ما سه مقطع مختلف را داریم. مقطع اول، دورهای که انگلستان یا بریتانیای کبیر به عنوان محور و قطب اصلی قدرت بوده است: امپراتوری بریتانیا. بعد از مدتی این قدرت و این امپراتوری به ایالات متحدهٔ آمریکا منتقل شد. آمریکا امروز به عنوان امپراتور بر جهان حکم میراند. اما بعد از آمریکا به چه میاندیشند؟ یا طرح کلی آنها چیست؟ آمریکا در واقع یک ابزار بیشتر نیست. آمریکا ابزار است و ابزار مالی و قدرتی است. نه آنکه خودش حیثیت تام و تمامی داشته باشد. جریان سوم پنهان که در مجامع مخفی هستند یا ایلومیناتی، اینها به دنبال ایجاد حکومت جهانی هستند که از آمریکا هم گذر میکند.
به عبارتی ما با سه فاز روبهرو هستیم. فاز اول سپری شد: امپراتوری بریتانیا. فاز دوم در حال سپری شدن است: ایالات متحدهٔ آمریکا. ایالات متحدهٔ آمریکا خورده خواهد شد، از بین خواهد رفت، نابود خواهد شد، تاریخ مصرفش تمام شده است. آنان به فاز سوم میاندیشند. دورهٔ امپراتوریای که با مرکزیت سرزمین اشغالی میخواهد اتفاق بیفتد، در قدس میخواهد اتفاق بیفتد: دولت طولانیمدت، حکومت جهانی دجالی.
اینان از چه مسیری میخواهند به آن قدرت جهانی دسترسی پیدا کنند؟ در یک عبارت ساده: Order of Chaos. آشوب برای نظم یا نظم پس از آشوب. شاید این کلیدی است که دریابید چرا حتی جریان صهیونیستی خارج از خاستگاه آمریکا عمل میکند. نمایندگان ایلومیناتی که تمام قدرتهای جهان امروز را در اختیار دارند، میخواهند به یک آشوب در ابعاد جهانی برسند که کنترل نظم در کل جهان از هم پاشیده بشود و در میانهٔ آشوب در ابعاد جهانی بتوانند به نظم نوینی برسند. نظمی که از میانهٔ آشوب برمیخیزد که در میانهٔ این آشوب، ناگهان از آستین خودشان نیرویی را، عاملی را، شخصی را، جریانی را بیرون میآورند که به دنبال تأسیس حکومت جهانی است. ما با طیفی از دشمنیها روبهرو هستیم.