غرب، شریک و رقیب نمیپذیرد؛ ریشههای کینتوزی دیرینه با تمدن شرق و اسلام
از کینجویی تاریخی غرب تا ترس از دولت جهانی مهدوی؛ نگاهی به دلایل دشمنی پایانناپذیر با مسلمانان
چرا غرب، شریک و رقیب نمیپذیرد؟
آیا تاکنون به کینجویی پایانناپذیر غرب در برابر حوزه فرهنگی و تمدنی شرق اندیشیدهاید؟ دشمنی که نه تنها محدود به یک دوره تاریخی نیست، بلکه ریشه در قرنها تقابل تمدنی دارد. این خصومت، نهتنها متوجه حاکمان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این حوزه، بلکه هدفمند و فراگیر است و سرزمینهای پهناور شرقی، از شرق تا غرب آسیا را در بر میگیرد و با سرسختی زایدالوصفی، بهویژه درباره مسلمانان ادامه دارد.
کین و حسد مزمن؛ میراثی کهن
این دشمنی، ریشه در حسدی مزمن نسبت به کهنسالترین حوزه تمدنی شرق دریای مدیترانه، یعنی ایران و چین دارد. تمدنهایی که قرنهاست شکوه و عظمت آنان، حسرتی عمیق در دل غرب ایجاد کرده است. غرب در طول تاریخ، شکستهای متعددی را در میادین نظامی، فرهنگی و سیاسی از ایرانیان (پیش از اسلام) و مسلمانان (پس از آن) تجربه کرده و این شکستها، به کینهای عمیق و تاریخی تبدیل شده است.
ترس از آینده؛ هراس از ظهور دولت مهدوی
اما شاید مهمترین عامل این دشمنی، ترس از آیندهای است که در متون دینی و تاریخی پیشبینی شده است. غرب بهخوبی میداند که تاریخ فردا، متعلق به او نیست. در تاریخ پسامدرن و پایان این دوران، سرانجام، آقایی بنیاسماعیل بر تمام حوزههای فرهنگی و تمدنی جهان تحقق خواهد یافت و دولت جهانی مهدوی تأسیس خواهد شد.
این چشمانداز روشن، به معنای انهدام و انعدام پسماندههای حوزههای مادی و فرهنگی الحادی است و همین واقعیت، هراس عمیقی در دل قدرتهای غربی ایجاد کرده است. آنان میدانند که در این معادله جدید، نه شریکی برای آنان باقی میماند و نه رقیبی را برمیتابند؛ بلکه نظام سلطه آنان برای همیشه از بین خواهد رفت.
جمعبندی؛ دشمنی که در محاسبات غرب نادیده گرفته میشود
نکته قابل توجه این است که غرب در تمام این سالها، سعی کرده با نادیده گرفتن این آینده قطعی، به دشمنیهای خود ادامه دهد؛ اما حقیقت تاریخی و وعدههای الهی، گویای آن است که پایان این تقابل، به نفع جبهه حق و عدالت رقم خواهد خورد.
📖 منبع:
برگرفتهاز کتاب «پایتختی قدس، زمینهساز جولت جهانی یهود»
نویسنده: استاد اسماعیل شفیعی سروستانی
